شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب
و کمی پنجره…
برشی از شعر کلبه ی خراب و کمی پنجره قیصر امین پور
میخوام برات یه شعر بخونم...
+ تو زیاد اهل شعر نیستی
نه اهل شعر نبودم ولی خب... چشمای تو آدم و شاعر میکنه
آهسته بکوب درب را! ... انگار...
از باغچه یاس رازقی می چیند!
انگار صدای خواهرم آمد
این خانه هنوز خواب می بیند...
این خانه هنوز خواب می بیند...
در آینه ها ترانه می خوانیم
در جست و جوی «جزیره ی گنجیم»
دلباخته یِ «سپید دندانیم»
لبخند پدر بزرگ خالی نیست...
چو گل هرجا که لبخند آفرینی
به هر سو رو کنی لبخند بینی
چه اشکت هم نفس باشد، چه لبخند
ز عمرت لحظه لحظه می ربایند
گذشت لحظه را آسان نگیری
چو پایان یافت پایان می پذیری
مشو در پیچ و تاب رنج و غم گم
به هر حالت تبسم...
سر می نهم
روزی اگر نفس بکشم در هوای تو
در بامداد قصه ی پر ماجرای تو
پر میزنم کبوترانه به رویای آسمان
دل میزنم به ساحت حول و ولای تو
طی می شود مسیر قرون نرفته ام
در پیچ و تاب واهمه ها پا به پای تو
بیهوده دل...
گل اندام
بگذار دلم در قفس و دام تو باشد
بیچاره هر غمزه بادام تو باشد
تا در سر مژگان سیاهت خبری هست
سرگرم تو باشد، سر پیغام تو باشد
رسوائی اگر بردن نام گل سرخ است
بگذار جهانی همه بدنام تو باشد
من کفتر جلدم که مقدر شده انگار...
به آن یار ندیده
(موشح)
به گندمزار خواهم داد پیغام بهارت را
هوای دلپذیر و باغ سرسبز انارت را
اگرچه مثل تاکی سر به دیوار هوس داری
نمی دانم که می نوشد شراب زهرمارت را
یکایک صفحه های دفتر جامانده را خواندم
از آن روزی که گفتی قصه ایل و...
حیف است
حیف است همراه پرستو ها نباشی
جویای حال بره آهوها نباشی
با موج موج نقره های نور ماهت
در ساحل دریاچه ی قوها نباشی
با ازدحام رقص بال شاپرک ها
حیف است لای عطر شببو ها نباشی
صد سومنات از چشم بادامت نوشتم
تا بی خبر از حال...
اوج دغدغه
دوباره زد به سرم تا بهانه ام باشی
مسیر صبح امید و نشانه ام باشی
به جای زمزمه های نهفته در گوشم
سرود و نغمه تار و ترانه ام باشی
اجازه می دهی آیا به رسم همراهی-
به اشتیاق دلم روی شانه ام باشی؟
کبوترانه تر از آرزوی...
بودن با تو
روزی سرت وابسته دیوانه ها بود
مرغ دلت درگیر دام و دانه ها بود
شبگرد تنهای بلند آوازه بودی
مهتاب رویت بر سر ویرانه ها بود
هی پیله میکردی که عاشق تر بمانی
توی سرت رویایی از پروانه ها بود
یادش بخیر آنجا که گاهی گاهگاهی
با...
مکافاتبه
به غارت بردی آخر حاصل بی اعتبارم را
به ضرب تیر رسوائی درآوردی دمارم را
به شهد شادکامی شوکران درد افزودی
سیه کردی تمام لحظه های روزگارم را
به جای مهربانی با ستم کردی مکافاتم
فزون کردی دمادم غصه های بیشمارم را
تو ای دنیا نه تنها بی وفایی...
خط پایان
دست در دستم بده تا از خیابان بگذریم
کوچه کوچه زیر چتر خیس باران بگذریم
سایبان ها را رها کن زیر سقف آسمان
شاید از سرچشمه خورشید تابان بگذریم
ماه فروردین گذشت و مژده خرداد داد
تا کنار مهر و شهریور از آبان بگذریم
در قطار زندگانی هیچکس...
قراره من و تو اقیانوس شیم
غبار آینه هارو پاک کنیم
خیلیا مارو به هم نشون می دن
قراره من و تو کولاک کنیم!
رفیق روزای سخت بی کسی
وقتشه دست تووی دستام بذاری
قول بده همیشه محکم بمونی
قول بده خسته نشی کم نیاری!
رود تا وقتی که رنگ...
در غزل آشفتگی هایم نمایان میشود
هر زمان بر شانه ات گیسو پریشان میشود
چونکه باشد در هوای گلشن کوی تو دل
خاطرم در سایه عشق تو آسان میشود
از فروغ شمع رخسار تو می تابد شهاب
لعل جان بخشت به سان آب حیوان میشود
بر سر کوی تو ازشوق...
رسم دنیا در همین است آنکه آمد رفتنی ست
بعدِ رفتن نام نیکت بر زبانها ماندنی ست
تا توانی خلق را از خود مرنجان با سخن
آنکه بالاتر نشیند ، آخرش افتادنی ست
عمر و جانت گرچه عمر نوح هم باشد ولی
شیشهٔ عمر گرانم عاقبت بشکستنی ست
تکیه بر...
نغمه تویی ساز تویی لاله ی گلسِتان تویی
بوته ی یاس و نسترن کوکبِ آسمان تویی
عشق تویی مِهرتویی چشمه ی جوشنده تویی
دلبرِ طنّاز تویی باده ی ارغوان تویی
چهره ز عالمی نهان ماه نشان و گوهری
تازه تر از تازه تویی تاجِ سرِ کیان تویی
در نظرم خیالِ...
جانم به لب شد..
دیگر نمی خواهی نمی آیی بگو جانم به لب شد
گر خاطری خواهی نمی خواهی بگو جان به لب شد
آتش زدی بر سینه هر روز انتظاری
چشمی به راه و سینه ای دل بی قراری
ای آشنا مهر تو را در سینه پنهان
کردم نمی...
که ندارد هوسی..
دوخته ام چشم به راهی باخته ام دل به کسی
خیره چون آینه ی پاک و زلال که ندارد هوسی