متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
«بیاجازه، دوستت دارم»
دوستت دارم
بیاجازه،
بیحسابوکتاب،
مثل شعلهای که نمیخواهد منطق بلد باشد.
دوستت دارم
آنقدر نزدیک،
که اگر نفس بکشی،
ریههایم
به جای تو هوا میگیرند.
اگر صدایت را
یک لحظه
از من بگیرند،
به گوشم خیانت میشود
و تمام دنیا
گنگ!
چه اهمیتی دارد
فاصله؟
عشق من...
«آرامِ جانم»
دلم
آرام
تو را
صدا میکند،
نه بلند،
نه عجول،
مثل نفس
وقتی
شب
به سینه مینشیند.
تو دوری
و من
با فاصله
کنار میآیم،
اما دلم
نه…
دلم
راهِ نزدیکتر را
بلد است.
دوستت دارم
نه شلوغ،
نه پرهیاهو،
دوستت دارم
مثل گرمایی
که
یواشیواش
تمامِ تن...
«پشت لبخندهایم»
دلم
گاهی
خیلی جدی
تو را میخواهد،
اما خودش را
به شوخی میزند.
لبخند میزنم،
حرفِ معمولی میزنم،
در حالی که
تمامِ دلم
یواشکی
به سمت تو
خم شده.
این شیطنتها
بیدلیل نیست؛
وقتی فاصله هست،
دل
بلد میشود
چشمک بزند،
نه فریاد.
من بلد نیستم
بیاحساس باشم،...
تو را اتفاقی دیدم
مثل بارانی که ناگاه شروع به باریدن می کند
اما اتفاقی عاشقت نشدم،
پیشتر سفیر عشق
طغرای حضورت را
بر پیشانی سرنوشتم حک کرده بود
از سوختن کنارِ تو ترسی به دل نماند
وقتی تمامِ جانِ من از بودنِ تو پُر است
عجب دنیای دلگیری
چه روزای نفس گیری
دارم کم میارم کم کم
دلم میگه داری میری
وفاבارܩ به چشمانت،
به آن لبخنـב زیبایت.
گمانم این بس و ڪافیست.
وفاבارܩ، وفاבاری؟
روزگارم تلخ شد، شبزندهداری میکنم
با غمِ دیرینه هر شب سازگاری میکنم
گاه از هجومِ غصههای بیامانِ روزگار
با خیالِ خندههای دور، یاری میکنم
در جوانی سهمِ من از زندگی اندوه بود
با قلم، از دردِ خود آتشنگاری میکنم
خنده از لب رفته و اشکم رفیقِ هر شب است
من...
تو قشنگترین فردی هستی که در روبه روی من قرار گرفته ای نمیدانی که وقتی شروع به خندیدن میکنی من دوباره متولد میشوم در دل با خود میگویم کاش همیشه آنطور برایم بخندی و باعث دل بردن از من شوی.تو آنقدر زیبایی که وقتی در چشمان قشنگت نگاه میکنم غرق...
شدم همآغوشِ مهری، آن دلآرامی که دیگر نیست
رسید از راه عطرِ او، ولی نامی که دیگر نیست
زدم سنگِ صفا بر سینه، تا شاید نفس گیرد
زمین و آسمانم گشت پیغامی که دیگر نیست
شدم جراحیِ روحی، میانِ زخمِ این احساس
شبیه ریشهی دردی، سرانجامی که دیگر نیست
شبانگاهان...
دیروز کاجی را بریدن
احساس کاج از اندوه کبوتران پیدا بود
---------------------------------------------------
عاشق که میشوی
صدای باران هم قصهی او را میگوید
و هر برگ که روی زمین میافتد
یادش را در دلت تازه میکند…
عاشق که میشوی
باد که میوزد، عطری از حضورش میآورد
و حتی سکوت کوچهها
پر از زمزمههای نام اوست…
عاشق که میشوی
هر نگاه، هر لمس، هر...
چشمانش تمام رویای من استـــــــــ
بمانی برایم ابد و یک روز قلبم
بمان و ببین شعله عشق را
که سوزاندی و دم نزد
گریاندی و صبوری کرد
و تکرار نخواهد شد
این چنین دوست داشتن
تا ابد و یک روز
لباسی
که آویزان کردم بر تنم
هنوز رد دستهایت را به خاطر دارد
این روزها دلم مثل شهری ویران است.
هیچکس از کوچههایش رد نمیشود
جز یاد تو.
گاهی فکر میکنم اگر تو نبودی،
چیزی از من میماند؟
یا همین اندک شعلهای که هنوز در دلم میسوزد
از نگاه تو آمده؟
نمیدانم.
فقط میدانم تمامِ تاریکیها وقتی به تو فکر میکنم
کمرنگ میشوند....
دستم به بودنت نمیرسد
اما...
بگذار سربسته از دلم برایت بگویم
طوری دوستت میدارم
که هر شبانه روز
بیآنکه ببینمت
بیآنکه ببوسمت
بیآنکه لمست کنم
بودنیترین شخصِ جهانم شدهای...
من تو را آنگونه دوست میدارم
که بعضی چیزهای تاریک را دوست میدارند،
در خفا، میان سایه و جان.
من تو را بدون دانستنِ چگونه،
یا کِی، یا از کجا،
دوست میدارم؛
من تو را ساده دوست میدارم
بیهیچ مسئله و غروری.
من تو را دوست می دارم
و این...
روی خوش زندگی همین است
همین که کسی باشد
صبح را بخیرکند
شب را آرام پای فنجان چایت باشد
و ظرفهای روی میز را زوج کند
واقعاً چقدر زیبا میشود
وقتی به جای تشکر میگویی:
دوستت دارم
همیشه میابمت در آن
دلتنگیهای که آخرش اشک میشد
و امروز من
از همین دورهای دور
آغوش میگیرمت
شاید که احساسم کنی
شاید توام دلت تنگ شد
و قلبم امشب چه غمگینانه
خود را به در و دیوار اتاق میکوبد
درهای بسته ی قلبم
دیوارهای نم گرفته
و چه ناامیدانه مینشینم
و خود ،خود را به آغوش میکشم
افکار مجال آرامش نمیدهند
می رود به سوی تاریکی
در قبرستانی سیاه و تاریک
خود را به بالای سنگ...
میرقصیُ
میپیچد عطرِ موهایَت در باد
پرنده یِ کنجِ قفس
دلَش هوایی میشَوَد.
حرفی نداشتم واست در انتظار بمونم
بازم با قلب خستم برات غزل بخونم
با فکر تو برایم زمان مثل قفس بود
عشق تو و بقیش نفس پشت نفس بود
بس بود دیگه برایم به رویا چشم بدوزم
بدون هیچ گلایه بسازم و بسوزم
اندک امیدم به تو بسان یک نفس...
در هر نفس، جز تو چیزی نمیجویم،
تو، همه دنیای من، همهبهانهام...