متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
در ایستگاه اتوبوس نشسته بودم و به این سوال فکر میکردم.کدام یک را باید انتخاب کنم؟کدام یک را باید خط بزنم؟داستان خود را شروع کردم...
زندگی، تعبیری از لحظاتی است که خوشحال هستیم💫 . همه چیز تعادل خاص خود را دارد شادی و خوشحالی همیشه با غم و اندوه در...
آیینه و تصویر او دیگر به میل ام نیست
وقتی که دلتنگ ام دگر دنیا به میل ام نیست
با اینکه دریا را همیشه زندگی کردم
وقتی کنارش می رویم دریا به میل ام نیست
ازعشق از این کوچه های شهر دلگیرم
وقتی سفر هم می روم آنجا به میل...
من از تو دلگیر دل از تو غمگین کجا بگردم ترا بیابم؟
کجا بگردم ترا بیابم ، ترا بگردم کجا بیابم ؟
پناه قلبم ! دلیل عشق ام دل از تو نالان ، جسم از تو ویران
در این خیابان در آن خیابان کجا بجویم که تا بیابم
شروع عشقی...
\یک\نفر باید باشد...
که برای همیشه \باشد\....
.
مثلا \تو\...با همین چشمهای جذاب و نگاه گیرا...
.
در این سرمای یکهویی پاییزی انقدر نگاهم کنی...
.
که\من\ از یخ زده ترین زاویه ی قلبم شروع به سبز شدن کنم...
.
که عاشقت شوم...
تو نگاهم کنی...
من عاشقت شوم...
تو...
تو پایان جذاب تموم بی حوصلگیای منی..
نوری...
که از دریچه ی تاریک و شب زده ی چشمام..
به قلبم تابیدی...
تو حس خوب بارونی..
طعم شیرینِ گیلاسی...
شربت گلاب و زعفرونی وسط ظهر تابستون!
تو رو نگفته ، ،میبینم...
در آغوش نگرفته،میبوسم..!
همه چیزو که نباید با چشمِ سر...
زندگى
یک دل خوش
یک ذهن آرام
و یک جوانى به ما بدهکار است..!
عشق به دل یار که نازل شدنی نیست
یک آیه بگویید دلم ، دل شدنی نیست
بیهوده نکن بحث، چنین است و چنان است
این عاشق دیوانه ات عاقل شدنی نیست
باید بپذیرم که اسیرم بپذیرم
زندان پدر سوخته منزل شدنی نیست
من با غم دوریت، مگر می شود ای...
یارب آن زولفِ پریشانِ سیه رنگ چه شد
آن غزالِ غزل و،صوتِ خوشِ چنگ چه شد
ترسم این است که این کوچه یِ غم آلوده
بردمد داد: قدم های خوش آهنگ چه شد
باده ی نابِ نگاهِ خوش مستانه ی دوست
عطر گل،گرمیِ عشق،آن بغل تنگ چه شد
دل زخمی...
قلب ها بشکست و درد عاشقان از حد گذشت
سالهای انتظاری بر من و تو بد گذشت
گریه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدم
سنگ سنگ کلبه کنعان خود بر سر زدم
شرح دردم را فقط دیوان به دیوان داده ام
زندگی را در درون این قفس جان...
زیبایی ماه باعث تفسیر تو باشد
بر لوح دل من همه تصویر تو باشد
تیر نگاهت ، زد و آتش به دلم کرد
این قلعه ی ممنوعه به تسخیر تو باشد
ای ژاله صفت در دل ابری شده پنهان
باران که شوی سینه به تقطیر تو باشد
سیلاب شد و...