متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
وقتی به خویش می نگرم
تورا می بینم
در خنده
در گریه
در خشم
در عشقی که جز آن، خنده و گریه
برایم، بی معناست.
حجت اله حبیبی
روبروم راهِ شبه ، پشتِ سر دره ی گرگ
رو لبم باز دوباره مُرد ، یه لبخند بزرگ
رو تنم زخمه و مار ، توو سرم بادو هوس
میکشم با تو نفس ، توو بهشتم با تو حتی توو قفس
رو تنت شب بنویس ، شده با قطره ی خون...
گاه،،،
یک لبخند ساده،
یا گلی سرخ،،،
چکمه های جنگ را
گم می کند!..
***
مگر به \معجزه ی عشق\؛
ایمان ندارید؟!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
وقتی از راه می رسی ،باران شکوفه و رحمت ،گلستان وجودم را معطر می کند .
تاج سعادت را بر سرم می افرازی تا خانه ی دل، مقدمت را آذین باشد وپرتو عشق، از روزنه ی امید بر آن بتابد
تو و عشق وامید
من و غم دلتنگی.....
حجت اله...
وقتی نهال محبتت را در کویر سینه ام می کاری، طفل شکوفه بارور می شود وچشمه ی معرفت، از درونم می جوشد، تا رنگین کمان امید ،باغ وجودم را بیاراید وباران اشک، زینت بخش چشم ِ خشکیده ام شود .
تو کیستی: بهار ایمان ،آیینه ی راز
یا رکوع نماز...
نشستن در کنارت زیر باران تر شدن دارد
چقدر این عشق در ما وسعت باور شدن دارد
غزل از چشم هایت ناگهان سرچشمه می گیرد
ولی در دست هایت حس و حالِ سر شدن دارد
به حدی دلبری را خوب می دانی که حتا گل
به زیر کفش هایت حسرت...
عادت
بی خیالِ هرچه هست و بود!عادت می کنی
تو به این شهر دود اندر دود عادت می کنی
چشم هایت را ببند از عشق حرفی هم نزن
مثل من با درد عشقت زود عادت می کنی
آب ها آلوده اند و ماهیان آزرده اند...
بعد از این با سنگ...
این روزها
حکایت من و عشق
حکایت زمستان و زردآلو ست
وسط سرما و برف و بوران
دلم هوس آغوش کسی را دارد
که نمی آید
که نمی ماند
که نمی رسد
که نیست!
گوش فلک
زلفان سیه باعث تفسیر تو باشد
ذرات وجودم همه تصویر تو باشد
جادوی نگاهت چه عجب شور به پاکرد
این قلعه ی ممنوعه به تسخیر تو باشد
ژاله صفت در دل ابری شدی پنهان
باران شدی این سینه که تقطیر تو باشد
سیلاب بشد خشک وتری عشق مرا...
ترس و لرز است که در بین لباس من و تست
بانگ هر صاعقه ای، تیرِ خلاص من تست
در سکوتم چقدر شعرِ مُکدر شده است!
در صدایت چقدر نغمهء پرپر شده است!
و غم انگیز ترین قصه ی این چرخ کبود
در عشقبازیء تو با عشق نبود
بوسه می...
یادگیریِ فراموش کردنت
در حدّ و اندازه های من نبود !
خودت را خسته می کنی ...
من توانِ فراموش کردنت را ندارم
لطفاً برگرد
برگرد و ببین که من در عاشقی
بالاترین مدرک را کسب کرده ام !
آری...
با من فقط عشق را هزارباره تدریس کن
من درسِ...
در ادامه تکه ای متن از خودم نوشتم
که خودم خیلی دوستش دارم
امیدوارم شماهم لذت ببرید از مطالعه اش🌹
.
دلم میخواهد کودکی ام را با حال ترکیب کنم
با سادگی های کودکانه
مهربانی های از ته دل
چشمم را به دنیا ببندم
گوشه ای دنج
جایی که هیچ...
تو را هم در کتیبه های بیستون عصر ساسانی
هم در غنائم و ثروتی که محمود غزنوی از هند به تاراج آورد.
هم همان هنگامی که خراسان به زیر آتش جنگ مغول رفت
در همان بحبوحه ی آغاز جنگ جهانی اول
و حد فاصل عصر حافظ و سعدی خوش زبان...
در قاصدکها
دنبالش میگشتم
در آینه ها می جستم
از سیب می پرسیدم
صدفها دور بودند
به باران نرسیدم
من در پی خوشبختی از نفس افتاده بودم
که تو دستم را گرفتی
ومن فقط عشق را به خاطر می آورم!
مهدیه باریکانی