متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
همیشه دلتنگ میمانم...
برای کسی که؛
نتوانستم او را نخواهم،
و نشد که او را داشته باشم و جان دهم در آغوشَش..
و فقط؛
میتوانم از عمقِ جانم برای او دلتنگ شوم،
و بسوزم در حسرتِ دیدارَش، بوییدنَش و بوسیدنَش..
بوسیدنَش..
بوسیدنَش..♡
گاهی فکر میکنم اختراعش کردهام!
ولی نه, کسی که اختراع شده باشد
این همه جای خالی به جا نمیگذارد.
او واقعیترین آدم زندگی من است،
فقط هنوز نیامده !
در خیابان راه میروم و او را در همه میبینم!
در پسسرِ یک غریبه
در صدای خندهای از پشت شیشهٔ کافه
در بوی عطری که رد میشود،
و محو میشود پیش از آنکه برگردم
شهر پر است از نشانههای کسی که هرگز ندیدهامش...
من رنگ چشمهایت را بهتر از طعم نان صبح میشناسم، و تو حتی نمیدانی که من کیستم. در این فاصلهٔ یک وجبی، کهکشانی جا شده است زیبا، کهکشانی...
انگار تمام تراژدی یک رابطه، در نبود یک حرکت کوچک نهفته است. چیزی شبیه همان «شب بخیر» گفته نشده...
خاکستر
«نامش را گذاشتی دیوانگی،
تا وجدانت آسوده شود از ندانستنِ دردِ من...
کاش میدانستی پشتِ این سکوتهایِ مکرر،
چه اقیانوسی از حرفهایِ ناگفته
و چه صبری برایِ دیدنِ تو،
خاکستر شد.»
از روزی که به ' تو' مُبتلا شدم،
همه چیز به طرزِ عجیبی زیباتر شده!
قهوهی صبح دیگر تلخ نیست..
نورِ خورشید حتی وسطِ ظهر هم، زننده نیست..
از رقصِ پرنده ها و آواز گنجشک ها که نپرس!
حسی است بین رویا و واقعیت،
حسی مثلِ آغازِ یک پرواز..
به...
تو دل انگیزترین هوسِ دلی بودی،
که ب مرز جنون کشیده شد.
واژه به واژه زندگیاَت کردم،
همه جا از تو نوشتم،
اما نخواندی!
کوچه به کوچه پیاَت گشتم،
با هر کسی از تو گفتم،
اما نشَنیدی!
جان سوزِ تو شدهام و از این غم آب شدهام..
من برای داشتنِ تو رسوای عالم شدهام،
اما ندیدی...♡
ای که می پرسی نشان عشق چیست
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار...
مادامی که جانم به لب( َ ت) برسد..
دوست داشتنت در من ادامه دارد!
چشمانت
اسارت و بندگی همهی عاشقان جهان است
اعتبار آفتاب
و آبروی اشک و خون
ستاره در تحمل شب
رخشندهی بی بدیل آسمان است و دریا
طلایهدار فروزندگان روشنایی
و سروش نسیم و بوسه و نور
همسرایی ما
برعهده باران است و کبوتر
امروز؛ روز اوج، پرواز آرزوهاست
امروز؛ روز شاد، مرگ تمام آنهاست
ای عشق بینهایت
تولدت مبارک
شباهنگام
بهدور از لذت خواب و بدون هر تمنّایی
به آرامی
به نرمی
سراغم را تو میگیری
ای آفتاب
بر این سرای غم گرفته ی هزار درد
تو بتاب
دلم میگیرد از اینهمه اندوه
دلم میگیرد از اینهمه درد
من از حریم سرد اندوه و بدگمانی
تو از حریم گرم خورشید مهربانی
من از تبار خاک بیبرترین گیاهم
تو از تبار پاک آبیترین نگاهی
ای دلتنگیهایم را
با تو
آرامشی ابدی
برای همیشه
با من
تنها
تو بمان...
آمد آن مجنون به خوابم ، او که نامش زندگی ست
در نگاهش عشق بود،،رویای وصالش زندگی ست
دیدمش چون ساغری افسونگر و پر رمز و راز
مست و دیوانه ولی کنج نگاهش زندگی ست
چون غــــزل نـغز و پر از ابهام ، چون شعر سپید
پاک و خالص یک...
بدترین درد اینه که ؛
مخاطبای گوشیتو چک کنی
و بخوای با یکی درد و دل کنی
ولی . . .
هیچکس و پیدا نکنی . . . 😔