متن تنهایی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تنهایی
شب قضیه اش فرق می کند
شب ها زیر سقف خانه های شهر
نه اثری از تظاهر می ماند
و نه ردی از خنده های دروغین،
شب ها آدم ها می مانند و تلخی حقیقت،
آدم ها می مانند و تنهایی و اشک
و تاریکی و سکوت،و یک دلتنگی بی...
عروسکم
--سنکوپ کرده ست...
***
آه از،
یک تنهائی ی دشوار!
عروسک ام
قبضه روح کرده ست
--تنهایی ام را!
یک چیز آدم را می کشد
گاهی یک تیر،
گاهی یک تصادف،،
گاهی یک شعر
و یا یک رفتن
ولی هیچ آدمی
از تنهایی نمرده ست،
فقط بسیاری دق کرده اند...
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
نیاز داشتم برای مدت کوتاهی نباشم، مدتی اطرافم را دیوار بکشم تا ببینم چه کسی نبودم را میفهمد.
نیاز داشتم مدتی به کسی فکر نکنم، نگران کسی نشوم، دلتنگ کسی نباشم...
نیاز داشتم کمی با خودم کلنجار بروم.
نیاز داشتم فقط برای مدتی تنها باشم...
این نبودن، فراموش شدن را...
در میان این حجم از اجتماع و هیاهو
در درون اما هریک تنهاییم
آدم هایی که یکدیگر را یک به یک دیگر از یاد برده اند
آدم هایی که از آدم بودن فقط اسمش را به یدک میکشند و از رسمش چیزی را بلد نشده اند
آدم هایی که دیگر...
آخرین ضربه ات اساسی بود
هدف را خوب نشانه گرفتی!
دستمریزاد دلبر جان!
دستمریزاد...
تَبرِ قلبت را به ریشه ام زده ای
خیالت آسوده!
چنان از پا افتاده ام ،که دیگر
یارای برخاستنم نیست
حالا دیگر آسوده بار سفرت را ببند!
اگر در نبودِ من
خوشبختی انتظارت را می کشد...
ماها آدم های درد کشیده ایی هستیم، اما مسبب دردهای دیگرانم هستیم.
زخم زبان خورده ایم، اما زخم هایی عمیق تر بر جان دیگران وارد کرده ایم .
بی رحمی دیده ایم، اما دیگران را هم مورد بی رحمی قرار داده ایم.
ما آدم هایی هستیم که زورمان به کسانی...
چشمانم را به آسمان دوختم،گویی آسمان هم آرام و قرار ندارد.
،دلش میخواهد ببارد اما غرورش اجازه نمی دهد.
همانند من
این روز ها هرچیزی هرچند کوچک مرا یاد تو. می اندازد تمام حرفهایم را برایت میزنم عکس العمل های همیشگی ات جلوی چشمانم نقش میبندد
بالاخره غرور اسمان هم...
شیدایی
مجنون تر از مجنون، لیلا تر از لیلایی
من ناز کنم شاید، سوی مَنَت باز آیی
یکبار تو را دیدم، در دام تو افتادم
دیوانه شدم، مجنون، از بس که تو زیبایی
مجنون شدم و واله، سر نهاده ام به باده
من جانِ دلت هستم؟، تو جانِ دلِ مایی...
یادِ تو،،،
دردی ست مچاله!
میان قفسه ی سینه ام
آغشته با یک تنهایی ی بی پایان!
حالا،،،
تمام روز
کارِ من شانه کردنِ
موهای سیاهِ تنهایی ست...
و لاک زدن،
به ناخن های کبودش تا،،،
فراموشم شود
کابوسِ تنهایی.
افسوس!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
تازه داشتم کلمات \شَب شیک\ و \تاریکی به کام\ هضم میکردم که یکی گفت
.
.
.
ظُلمت نوش!! 😐😂
تنهایی هایِ تاریک
کوچه پس کوچه هایِ باریک
عشق سرانجامش این بود؟!
لعنتِ خدا بر این تاکتیک
شیوا احمدی الف
دارم با خودم تا ابد تنها ماندن را تمرین می کنم.
اینکه دیگر قرار نیست چشم به راه کسی باشم و دائم منتظر ونگران او.
بعد از هر آمدنی قطعاً رفتنی وجود دارد و هیچ چیز ماندنی نیست.
درسته تنهایی دوست داشتنی نیست اما خواستنی تر از دوستت دارم های...