متن زندگی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات زندگی
به آسمان بنگر، ببین که چگونه وقتی دلش میگیرد، گریه میکند.
وقتی خوشحال است، خوشحالیاش را با همه تقسیم میکند.
آسمان آبی است، ابرها سفید، و خورشید زرد؛ این سه رنگ، تمام دنیای انسان است.
انسانهایی که دلشان به این سه رنگ آسمان خوش است؛
اگر باشد، نفس میکشند، اما...
زندگی زیباست؛ به زیبایی بهاری که چند ماه بیشتر در کنارمان نیست.
بهار فصلی است پر از امید؛ امید برای زندگی کردن و زنده ماندن.
روییدن گل از دل سنگی که همه آن را بیجان میپندارند، بیدلیل نیست…
جوشیدن آب از بلندترین کوه در این درهها و دشتها هم بیدلیل...
پدرم همیشه میگفت؛
تنها چیزی که ارزش ادامه زندگی رو داره، خانوادست!
بعضی روزها هم انگار گرد غم پاشیده اند در هوا...هوا حتی برای نفس کشیدن هم سنگین می شود و دردی عمیق را به جانت می اندازد و در گلویت ، بغضی سرطانی را..سعی میکنی به روی خودت نیاوری که در همین لحظه و در همین ثانیه چقدر دلت میخواهد نبودن...
پایان ها شروع است. شروع ها نزدیک است.
شروع ها سنگین است!
پایان ها غمگین است!
اژدهای کوچک پرسید:«اگه بعضی ها از من یا کارهام خوششون نیاد چی؟»
پاندای بزرگ گفت:«تو باید راه خودتو بری.بهتره اونها رو از دست بدی تا خودت رو.»
بعضی وقتا هم...تو تمام میشوی ولی ، تمام نمیشود:)
«ترس مانع مردن نمی شه، ولی می تونه مانع زندگی کردن بشه.»
از کلمات میترسم!
از کلمات «زیبا» می ترسم.
هولناک است واژگان زیبای بیمهر،
واژگانی که دم از زندگی میزنند،اما خود مرده اند.
"دوست بدارید و بگذارید که دوست داشته شوید؛
آدم بدونِ این بساط ها زندگی از گلویَش پایین نمیرود!"💟
زندگی ما یک تقویم رو میزی است،
پشت پنجره ای که در مسیر باد است.
مرگ
دیر نکرد
ما
زود زندگی کردیم.
🕊 زندگی یعنی یک جرعه «شربتِ آبلیمو» در کاسهی رویی (روحی) ، که یخهایش با صدای تیک تیک میشکستند و خُنکایش تا عمق جانِ یک بچهی دههی شصتی نفوذ میکرد.
زندگی یعنی صف های طولانی شیرِ شیشهای با آن درپوشهای آلومینیومی که با نوک انگشت سوراخ میکردیم؛ یعنی بوی دفترچه...
زندگی حتی وقتی انکارش کنی، حتی وقتی به آن بیاعتنایی کنی، حتی وقتی حاضر به پذیرفتناش نباشی باز هم از تو قویتر است. قویتر از هرچیزی. آدمها از اردوگاههای اجباری برمیگشتند و بچهدار میشدند. مردان و زنانی که شکنجه شده بودند، که مرگ عزیزانشان را دیده بودند و خانههایشان با...
لحظہ ها
تنها پرندگان
مهاجرے هستند
ڪہ هرگز
بہ آشیانہ باز
نخواهند گشت . . .
دریابیم
لحظہ لحظہ زندگے را.
زندگی جیره ی مختصری است
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه ی قند
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد...
بیا تا زندگی کنیم
حتی با یک نفس!
هرچند ساده؛ ولی
به درک هجاهای شعر
و نواهای عشق سفر کنیم
بیا تا زندگی کنیم هرچند در زندان
اما بی زندان ذهن
چون پرستوها پرواز کنیم
دستانت را به من سپار
در جاییکه آغوشی از
خلوص دوستی و شفاست
در جاییکه...
همیشە در وجود هر خندەای،
گریەای لال، پوزخند میزند
همیشە در وجود هر گریەای،
قهقهای ساکت، پوزخند میزند
همیشە در وجود هر سیاهی،
درخششی میدرخشد و لبخند میزند
همیشە در وجود هر خوشبینی،
یک بدبینی پوزخند میزند
همیشە در اعماق وجودت، زندگیی هست،
که مرگ را بە سخرە میگیرد
لیکن...
[آدمی، فقط آدم است و دیگر هیچ]
زندگی، توانا یا ناتوانمان میکند
زندگی، زیبا یا زشتمان میکند
زندگی، بزرگ یا کوچکمان میکند
زندگی، شیرین یا تلخمان میکند
زندگی، سنگین یا سبکمان میکند
زندگی، جلیل یا قلیلمان میکند
ولی
آن زمانه است، که تنها ناتوانایمان میکند
آن زمانه است، که تنها...
وقتی که آدمی از مادر زاییده میشود
گریه و زاری میکند.
زیرا خوب میداند،
در این بازی که اسمش زندگیست
یا دیوانه میشود
و یا دیوانهاش میکنند.