متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
در جهانی مملوء از تناقض خواستن ها...
تنها یک تو برای هم معنی شدن کافیست...
سمیرا امیری منش
یک لحظه دلم خواست که در آغوش تو باشم
بی تابی قلبم به تمنای تو باشم
آن چشم خمارت که مرا برده ز خود دور
چون سایه همیشه پی روی تو باشم
لب های تو چون شهد، پر از عشق و امید است
من مست ز هر جرعه ی آن...
بُگذار من بیشتر دوستت بِدارَم...
بیشتر عاشقَت باشم...
بیشتر بخواهَمَت!
بُگذار...
من بیشتر در آغوشَت بگیرم...
بیشتر ببوسَمت...
بیشتر ببینَمت...
بُگذار من باشم که هر لحظه برایَت
می میرد…!
تو فقط ،حضرتِ عشق باشی کافی ست!♥️
تو در قلب ِ منی
آنجا ڪہ هَر ثانیہ
صدایی دوست داشتنت را
اعتراف می ڪند
آنقدر ڪہ تمام رگ هاے تنم
می دانند من تو را
زندگی میکنم
و آغوشِ تو بود که ثابت کرد
گاهی در حصار دستان کسی بودن ...
میتواند اوج آزادی باشد ...
حس خوبیه داشتن تو
تو همون معجزه ای هستی
که تو اوج خستگی وقتی بهت فکر میکنم
نسبت به همه چی دوباره امیدوارم میشم
همون حس خوبی که هر چی میشه میگم فدای سرم
یکیو دارم که حتی فکر کردن بهش برام آرامش بخشه
آرامشمه ، وجودمه
دل و جونم...
به نام نامی عشق...
به نام جنون
به نام باران...
و بوی خوش سیب...
اگر بارها و بارها بِرانی ام...
دوباره به تو برمی گردم...
برمی گردم ...
و بیشتر از قبل دوستت خواهم داشت...
صیاد عزیزی
در مسیر دلبری با غیر میکوشد فقط
چون عروسک در خیابان ترمه میپوشد فقط
تا که میگویم کمی سنگین بپوش او میرود
از لج من چادر گلدار میپوشد فقط
من فقط با او دلم میل سخن دارد همین
او ولی با حافظ و خیام میجوشد فقط
من برایش شربت از...
.
بگو امشب بگو عشق منی حتا ،دروغی
بیا امشب تو بانو باش و من آقا ،دروغی
تو امشب شام را آماده کن با چشم مستت
منم با حوصله صبحانه را فردا ،دروغی
منِ امشب تا سحر میگویمَ از زیبایی تو
بگو از بودنت شادی تو هم باما ،دروغی
برای...
به نام نامی عشق...
به نام جنون
به نام باران...
و بوی خوش سیب...
اگر بارها و بارها بِرانی ام...
دوباره به تو برمی گردم...
برمی گردم ...
و بیشتر از قبل دوستت خواهم داشت...
من
تو را برای ابد دوست دارم
برای روزهای دلتنگی
برای روزهای تنهایی
برای هجوم لحظه های نا امیدی
برای زرد و نارنجی پاییز
برای سرمای برفی دی ماه
برای عطر شکوفه های بهار
تو را برای تمام فصل ها
برای عاشقانه ی روزها
تو را برای همیشه
ن برای...
آن شب
خاطرم هست
شبی طول و دراز
شب یلدا که نه
شبی پر از دلتنگی
شبی از حسرت و آه
شب رویای رسیدن
به شبهای دگر
شب مستی
شب بی خوابی
شب راز و نیاز
شب مهتاب گرفتار
شب رسوایی عشق
شبی دور از نظر یار
شب در خود...
عاشقانه
بی آنکه بدانی
هرروز، دزدکی
از چشم هایت پرتغال می چینم
با نگاهت حرف می زنم
حواس از لب هایت برنمی دارم؛
تا تک تکِ کلماتت را در مشت بگیرم!
بی اجازه بگویم:
به تعداد چشم هایی که هرگز تو را ندیده اند؛
عاشقت هستم!
آن قدر که می...
من آیینه تو هستم
عزیز حسینی
حالم تماشایی ست
درگیر دوست داشتن توام
درگیر خواستنت
با توووو
تمام ثانیه های من
شیرین و رویایی ست
باور کن که تو را
فراوان تر از عشق
دوست می دارم...
ماهِ گریان خورشیِ رقصان
در آن هنگام
که شب, خورشید
در آن سوی زمین
برای خود می رقصد
مرا درد عجیبیست در دل
غمی سنگین
در سینه
که جانم را گرفته
غمی که با بودنش
دل هر لحظه می لرزد
و اشکهایم سرازیر
بر گونه می لغزد
و این دردیست...