متن نگاهت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نگاهت
به سیما و لبِ لعلِ تو ؛ سوگند
دلم ، گشته؛ به دیدارِ تو؛ خرسند
به نازِ، هر دو چشمانِ خمارت
شدم عاشق، به لبخند؛ تو دلبند
به حسن و آن همه زیبایی تو
نگاهم، با نگاهت ؛خورده پیوند
بادصبا
تو را دوست دارم نه تنها به رسم عشق ، بلکه به رسم قدرشناسی
تورا دوست دارم به رسم مهربانیت
تو را دوست دارم به حرمت تمام لحظه های خوبی که ساختی
تو را دوست دارم به رسم نگاهت که جز عشق در آن ندیدم
تو را دوست دارم به...
هر بار به تو فکر می کنم
پرنده ای ازخیال من به
سرزمین تو کوچ می کند
ای ناجی، دوباره در من
طلوع کن تا سبز شوم
اینجا ناله ی بی تاب پیچک ها
در دستان خسته ی تب دار جا مانده
ودر این ازدحام دلتنگی سخت
بیزار و دلگیرم...
آغوشت را
چگونه روزه بگیرم
وقتی عسل چشمانت
دهان نگاهم راآب می اندازد
ومن
پنهانی قورت می دهم
طعم نگاهت را
علی مولایی
آهای دخترک چوپان
خماری چشمانت را
از کدامین آهو
به ارث برده ای
که هر صیادی
چوپان نگاهت می شود
علی مولایی
اگر دیدی کسی از دومصرع چشمانت شاه بیتی
ازامتداد نگاهت غزلی
واز پهنای صورتت شعری نوشت
شاعر نیست عاشق است ؛ به قلم ش شک نکن...
✍️رضا کهنسال آستانی
خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام
بی قرار تو وچشمان خمارت شده ام
خبرت هست دلم مست حضور تو شده
عاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام
خبرت هست که باران بهارم شده ای
چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام
خط به خط زندگی ام پرشده از بودن...
و در آن هنگام که مفتونِ شکوهِ نگاهت شدم؛
عشق معنا گرفت
به راستی که زبان به چه کار آید وقتی؛
تلاقیِ دو چشم، مثنویِ هفتاد منِ دیگری ست؟!
...
آمدی تا مَن زِ مَن خالی شود
یک مَنِ سرکش بمیرد
تا که مَن عالی شود
شیما رحمانی
نگاهت شعر پاییز است ، لبت آواز گندم زار
برای دیدن باران دو چشمم را تماشا کن
حجت اله حبیبی
وقتی به تو فکر میکنم
شگفت زده میشوم
نگاهت
صدایت
رنگ مویت
خط لبت
تمام اینها دست به دست هم
می دهند تا مرا به سوی
شگفتی بکشانند
امواجِ نگاهت
بوسه می زنند
بر ساحلِ نگاهم
بادصبا
گل زیبای نگاهت (موشح)
بگذار قدم بر در کاشانه ی ما تا
روشن کنی از ماه شبت خانه ی ما تا
در پرتو سیمای تو هر لحظه ببینیم
ریزد سر زلفت به سر شانه ی ما تا
ما خود گره از طره ی زلفت بگشائیم
یارا ! تو گره از...
هر روز با واژه هایی دلتنگ
در پشت دیواری از تنهایی
یادت را زمزمه می کنم
و خاطراتت را می بوسم
ای کاش کنارم بودی
و ردی از نگاهت را
میان دل نوشته هایم می دیدم
تا به جای واژه ی دلتنگی
ردیف شعرهایم می شدی
مجید رفیع زاد
بوی خوش باغ های قمصر هستی
از هر چه صدای خوش تو برتر هستی
من عاشق یک لحظه نگاهت هستم
دلبر شدی و به ناز.. محشر هستی
سجاد یعقوب پور
روزگارم بَه چه شیرین می شود
با نگاهت صبح آذین می شود
مهربانا ! گر تو باشی کعبه ام
عشق تو هم دین و آیین می شود
بادصبا