متن بغض
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بغض
درخت نارنج،
داخل حیاط...
پدر پیرم روی تخت،
مادرم کنارش،،،
--در قاب!
بغضی به مهمانی گلویم آمده است
در این میان
یک چیز کم است،
-- تو!!!
کاش میان این خانه،
--قدم می زدی!
(زانا کوردستانی)
اومدم پشت پنجره، گوشه ی پرده رو کنار زدم و خیره شدم به خیابونی که روبه روی پنجرمون بود.
پاکت وینستون آبیم رو باز کردم، یه نخ از توش درآوردم و بین لبام نگهش داشتم.
کام اول رو کشیدم:
\پشت چراغ قرمز بودیم، پسربچه ی گل فروش بهم گفت:
-عمو...
در حال بارگذاری...