شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
چیزی بگو مگرنموده ام زنا وجنگ ها
که این غصه ها همیشه میزند مرا به سنگ ها
ناراحتم من از درون خود ز دست غصه ها
ناراحتم چو بحرها ز دست آن نهنگ ها
آهوی دل میان جنگل ستم فتاده است
دقت نمی کند حضور وحمله ی پلنگ ها
تا...
مانند درخت که از تبر می ترسد
یا ظلمت شب که از سحر می ترسد
انسانیت آن نشان اشرافی ما
از فقر شعور این بشر می ترسد
ازبس که فراق عشق بیگار کشید
برنیمکت غم نشست و سیگار کشید
ته مانده ی آن زغال سیگارگرفت
با گریه بدور عشق پرگار کشید
ازبس که فراق عشق بیگار کشید
برنیمکت غم نشست وسیگارکشید
معشوقه ی خود به حالت مست کشید
نقاش شدو از عاشقی دست کشید
گفتند:چرا ازعاشقی دست کشید؟
ازعشق دو جاده رو به بن بست کشید
گل من چشم مدهوشت گلوله ست
همان لب های خاموشت گلوله ست
برای کشتنم خنجر چه لازم
انار زیر تنپوشت گلوله ست
سردم مرا آتش بزن آتشفشان من
گرمم؟مرا خاموش کن ، آتش نشان من
باز هم تیغ غم از طاقت من تیزتر است
نازنین ! امشب قصه ات قصه ای دیگر است
سردرگمی سوال قشنگی است بعد تو
تا مرگ احتمال قشنگی است بعد تو
قبول می کنم بهار عوض نمی کند مرا
اجازه میدهم غبار عوض نمی کند مرا
اشکم به نردبان توسل...
سنگدلی ، عاشق چشمان تو بودن غلط است
می کشی ، جان به تمنای تو بودن غلط است
در وجودم اثر مهر تو یک راز مگوی است
تشنه ی این تابش پنهان تو بودن غلط است
ای شعر ترین ! سخت ترین قافیه ! دریاب
سوگند به غزل ، هی...
شعرهایم را،،،
مُثله کردم وُ،
به آتش انداختم...
...
تو اما؛
ابراهیم بودی که،
از شعله و دود-
به پا خواستی!
لیلا طیبی (رها)
در هر طرفم صورت معصوم تو باشد
چشمم هدف تیر تماشای تو باشد
باغ شوی تا که روم دیدن گلها
گلها همه نقش رخ زیبای تو باشد
باران که شود نم بکشد موی سیاهت
بوی تنم از نرگس موهای تو باشد
ساحل بروی صید کنی کاش تو یکبار
ماهی شوم...
گیجم و قرن هاست گم گشتم، در شب خسته ی جهان خودم
مثل اصحاب کهف در خوابم، مانده ام دور از زمان خودم
ورق خفته در کتابچه ام، کودکانه مرا \طیاره\ بساز
بپران و کمی بلندم کن، نیست پرواز در توان خودم
دل من قسمتش پریشانی ست، شاعرم عادتم خود...
لا به لای تمام پستی ها
من منم ها خود پرستی ها
یک نفر اهل سوز می خواهم
مادرم را هنوز می خواهم