متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
سنگ باخت ، تا کاغذ بغلش کنه🥺
هر دم نفَسم با نفَس گرم تو ،گرم است
از روی تو خورشید سرا پرده ی شرم است
با طلعت رویت شده رخشنده دل من
دلهای چو سنگ از نفَست نازک و نرم است
بهزاد غدیری ، شاعر کاشانی
باید بگویم بشنوی اما... بماند...
بگذار تا این قصه در اینجا بماند
من این طرف تو آنطرف هستی در این شعر
در «ما»ی ما دو «من» چرا تنها بماند؟
یک من سراپا خوبی و زیبایی و عشق
یک من فقط در حسرتی زیبا بماند
این رسم عشق و عاشقی هرگز...
سعی نکن متفاوت باشی
فقط خوب باش
این روزا خوب بودن
به اندازه ی کافی متفاوته
بهزاد غدیری
- امروز جوری بغلم کن که انگار فردا می میرم!
+ فردا چی؟
- فردا جوری بغلم کن که انگار از مرگ برگشتم ...
بهزاد غدیری
قول میدهم چیزی که از آنِ من و تو باشد دوباره باز میگردد، خنده ها، شادی ها حتی زخم های دیرینه ات اگر خوب نشود التیام می یابد و تو با لذتی که نمیدانی، جای خراشیدگی هایش را میخارانی...
قول میدهم که نمیدانی بهترین اتفاقات زندگی ات هنوز رخ نداده...
شبی تاریک و تارم، ماهِ تابانی نمی بینم
برای دردهایم دستِ درمانی نمی بینم
هوایی شرجی و گرمم، پریشانم،عطش دارم
ولی در آسمان عشق، بارانی نمی بینم
سوار بالهای باد می چرخم به هر سویی
نمیدانم چرا موی پریشانی نمی بینم
مثالِ خط پرگارم، به دور خویش میچرخم
در این...
هر زمانی دفتر قلب مرا وا می کنی
نقطه نقطه نام خود هر گوشه پیدا می کنی
التماست می کنم برگرد و دستم را بگیر
من نمی دانم چرا امروز و فردا می کنی!؟
چشم خود را از نگاه من گرفتی بی وفا
برکه ی دامان خشکم را چو دریا...
شاید ،در حالی که در کلبه سرد چوبی ام ، در گوشه قلب منجمدسوزانم ، نشسته ام و از تو دورم ،
در دنیایی موازی ، بوسه بر لبان سرد خشکیده ات میزنم ؛ شاید هم همچو دلداده ای مرده با تنی سرد و بی جان ، در آغوش گرمت...
صبح امیّد شروع هیجان خواهد شد
و نگاهت سبب قوت جان خواهد شد
تا تو هستی نفس و عشق ودل من یک عمر
دوستت دارمِِ من ، ورد زبان خواهد شد
بی تو میمیرم و با خاطره می پیوندم
تو نباشی دل تنگم نگران خواهد شد
می رسد روز وصال...
ولی اونجور که من بلدت بودم هیشکی بلدت نیست
اونجور که من منتظر اومدنت میشدم هیشکی انتظارتو نمی کشه
اونجوری که من وجودمو برات گذاشتم هیشکی برات همه شو نمیذاره
اونجور که من دوست داشتم هیچوقت هیچکس نمیتونه دوست داشته باشه
تو اون آرامشی که کنار من داشتی کنار هیشکی...
نسیم صبح منی چون ز خواب برخیزی
پر از شکوفه و شادی ز شور لبریزی
تومثل دشت شقایق لطیف و چشم نواز
و مثل باغ پر از اطلسی دل انگیزی
به چشم وچهره وقامت یگانه ای در شهر
تو در میان عروسان عروس تبریزی
ز شوق آمدنت لب ، همیشه...
شب های بی تو بودنم
سرشار از عاشقانه های توست
وقتی که هوای خواستنت را
به خیالم گره می زنم
مجید رفیع زاد
دیر آمد و
در گوش من
افسانه دلداگی خواند
از فکر من
صد ناله شوریدگی راند
دیر آمد و
عاشق شدن چون
دانه چیدن بر من آموخت
کنج قفس را
پر کشیدن بر من آموخت
دیر آمد و
بر روی دستش
صفحه ای از یک رمان بود
داستان یک زن...
به رسم عادت نه...
به رسم دل باختن های همه روزه ام
دوستت دارم...❤
📒🖋
زهره دهقانی
(شادی)
🥀🥀🥀
دلا سخت است اگر مانند یک فرمانده عاشق
امیر یک سپاه اما،اسیر یک نفر باشی
🥀🥀
وحدت حضرت زاده
دلا آخر تو را دیوانه کردند
تو را آواره ی میخانه کردند
شکستن آن دل بی کینه ات را
تو را در بند هر بیگانه کردند
تمام جاده ها از برف پر شد
تمام گوش ها از حرف پر شد
بیا ای تو دلیل بودن من
که صبرم سر رسید...
مثل چشم های بارونی،مثل گلدون شعمدونی روی طاقچه،مثل آوازبلبل برای گل،مثل لبخند وسط دغدغه ها،مثل رویاهای قبل خواب میون ناامیدی،مثل من درکنارتو برای توصیف شعرهای عاشقانه...!
نگین رازقی