متن غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین
اکنون که زمان ایستاده است، من به دور ترین و کورترین نقطه ی افکار رسیده ام؛
پرسه میزنم و میگردم و میچرخم
و
پریشان این دنیا و ادم هایش هستم. همه در خودو خود در همه
و
همه در همه می چرخند و بیخیال هم راه بر هم گذر میکنند...
لحظه ای به جهانِ بدونِ تو فکر کردم،
روحِ زندگی ام به اغماء رفت؛
عقربه های ساعت از کار افتادند؛
دوستت دارم ها روی لبم جان باختند.
و هر شبی که بی تو گذشت،
صدها سال؛ از عمرم کاسته شد!
فکرِ کوتاهی بود؛
اما همه چیز را از من گرفت...!
خیره می شوم
به اتاق ته راهرو
بغض کمین کرده گلویم را می چسبد...
آن اتاق بایگانی خاطرات ماست
عطرت
پیراهن چهارخانه مردانه ات
و حتی موهایت که جا مانده روی شانه
من آن ها را تا ابد نگه خواهم داشت ،
آن ها نماد عشقند...
چه کنیم دیگر جز انتظار...
این انتظار لعنتی آدم هارا پیر می کند،
این را امروز فهمیدم
وقتی مقابل آیینه اتاقم ایستادم ،
چند تار موی سفید میان لشگری
از موهای مواجم دیده می شد...