متن تو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تو
صبح بدون تو،
مرگیست که هر روز با چشمانی باز
تکرار میشود...
تو
نه دوری تا انتظارت کشم
و نه نزدیکی تا دیدارت کنم
و نه از آن منی تا قلبم آرام گیرد
و نه من محروم از توام
تا فراموشت کنم
تو در میانهی همه چیزی...
کاش
سنگنوشتهای میشدم بر پیکر کوه
که
حرف حرفم
تکلم نام تو بود
به تلقین گر کنم اصرار، یقین حاصل شود گاهی
تو اینجایی تو اینجایی تو اینجایی تو اینجایی
من از کلمات خستهام
تو از معانی عصمت آسمان
من از سرود تنفس باران
تو از قافلههای غربت ساربان
من از تو
تو از من
چه شد در من نمیدانم ..!؟
فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم
که از سال ۱۳۹۶ دوستت دارم
تو را دوست دارم
بدون آنکه علتش را بدانم
چشم بد به دور
که هم جانی و جانانی
هواخواه توأم جانا
و می دانم که می دانی
همان سال ها گفتم...
بی رحم ترین قطعه پائیز چنین است
باران ببارد، شعر بسازد اما تو نباشی ...
خوشتر از خندهٔ تو ندیدم پیشتر
من با تو آشنایم یا تو با من بیشتر؟
ای آنکه میخوانی ذهنم را پیشتر از من
بیا و ببین هرچه میبینم، تویی از من بیشتر
من نگفتم به تو چه میخواهم، ولی تو میدانی
تو از ژرفای نگاه من راز مرا میخوانی
کلاغها...
رفتی، ولی هنوز نفسهایت اینجاست
در نبضِ عصر، در صدای برگهاست
خاکِ دستانت هنوز بوی مهر میدهد
و نگاهت در آیینهی شب پیداست
در نبودت، به هر سو که نظر کردم
نامت در نبضِ اشیاء پیدا بود و پیداست
هر سپیده، تویی که طلوع میکنی
در خیالِ من، آفتابِ بیفانوس...
وقتی حالم کوک به حال توست
تمامی ساعت ها برای من
ساعت عاشقی است
پس
هر ثانیه با تو پر از عشقم.
ساعت ، ساعت عاشقی است
اما نمیدانی
کنار تو حتی ثانیه هام هم
برایم از عشق حرف میزنند.
او میگوید
تو میگویی
همه می گویند
و من چقدر
در هیاهوی تنهایی خود غرق میشوم
امان از حسودان
که سنگ می اندازند
جلوی حرفهایمان.
راستش را بگویم
فقط کنار تو
دَردهای بر جانم
خنثی و بی دَرداند.
امان از دست تو و خنده هایت
کمی نفس بگیر
بنشین چایی ات را بنوش
با عطر گُل و هِل
خو گرفته است
قند پهلوست
بیست دقیقه ی دیگر
غذا دم می کشد
میز را به سلیقه ی تو چیده ام
یادم نرفته
در گلدان میز غذاخوری
گل رز آبی...
پای تو ، دوست داشتنت و غزل در میان باشد
صبح بخیر باید که احوالش عاشقانه باشد
برای خیر شدن صبح و روز و زندگیم باید
طلوع چشمانت و گاه بوسه در کنارش باشد
باز جمعه است
بیخیال دلتنگی و حالش
وقتی تو در قلبم جای داری
خواب کنار تو بیشتر می چسبد .
باز جمعه است
بیخیال دلتنگی و حالش
وقتی تو در قلبم جای داری
خواب کنار تو بیشتر می چسبد .
من تو را نه عاشقانه نه عاقلانه
بلکه عادلانه دوستت دارم
جایی میان همین واژه ها
میان غزلی موزون
که همه قافیه هایش می شود
تو
تو خودت به تنهایی
عاشقانه ترین رمان دنیایی
و اما
من تنها کسی خواهم بود
که تمام این رمان
را یکجا خواهم خرید
می شود یک امضا بدهی ...
من هرگز خسته نمی شوم
نه از تو نه از تکرار تو
پس هزار بار هم بمیرم و زنده شوم
تو را انتخاب خواهم کرد .
چه فرقی میکند
تو که نباشی
همین لحظه هام هم
برای من جهنم است...
وقتی دستت در دستانم است، جهان آرام میشود.
نگاهت پنجرهای به فردایی روشن است،
و لبخندت مرا به یاد میآورد که زندگی ارزش جنگیدن دارد.
با تو، حتی تاریکی هم راهی به سوی نور پیدا میکند.