متن آشتی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات آشتی
عشق،
گرچه گاه به جدایی میکشد،
باید راهی برای آشتی در دلِ خود داشته باشد؛
چنانکه شاخهی خشک،
هنوز امیدِ شکوفه را در بهار میپروراند...
قهریم
اما سایه هایمان بر دیوار
یکدیگر را در آغوش کشیده اند…
لطفی که به من تو داشتی کافی بود
بی منّت و چشم داشتی کافی بود
یک آیه قرآن و حتّی یک سیب
یا خنده برای آشتی کافی بود
بخشش را «بخش کن»… محبت را «پخش کن» …
غضب «پریشانی» است… نهایتش «پشیمانی» است …
هر چه «بضاعتمان» کمتراست … «قضاوتمان» بیشتر است…
با «خویشتنداری» … «خویشاوند داری» …
به «خشم» … «چشم» نگو …
انسان «خوشرو» … گل «معطر» ست.
«دوست داشتن» … را «دوست بدار»
از «کینه»...
چه خوب بود می آمدی
تا چهره ی رنگ پریده ی شعرهایم را می دیدی
که چگونه بدون نور نگاهت به کما رفته اند
و چگونه واژه ها
در گرداب غم گرفتار شده اند
چه خوب بود می آمدی
دست هایم با قلم آشتی می کردند
و حاصل عشقبازی شان...
چقدر دلم میخواهد
همه جا صلح و صفا باشد
خنده ها، از ته دل
آدم ها شاد
درختان شاد
زمین شاد
خلوتی گر باشد، بهر ذوق و مدح وثنا
چقدر دلم می خواهد همه باهم خوب باشند
زخمی به پایی، درد آورد
همه مرهم باشند
شکرگزار خالق باشند
و کسی...