متن انتظار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات انتظار
پنجره؛
آبستنِ انتظار
و کوچه؛
پا به ماهِ آمدن!
می تازد
اسب دل تنگی
بر دشت انتظار
-بادصبا
گاهی بخوان
آواره می شوم که بگیرم نشانه ای
در بی نشان دامنه ی بی کرانه ای
در کوچه باغ شهرک اقلیم آرزو
جغرافیای زنده به شوق جوانه ای
همراه رقص باد سحرخیز و آشنا
با حلقه های زنبقی از روی شانه ای
ای ابر بی دریغ سخاوت ترانه کن...
تو غریبه ترین آشنایی بودی
که من
در نگاهت خودم را جا گذاشتم
برای ابد
و انتظار آمدنت مرا کور کرد
درست مثل ذلیخا
من تو را بی نهایت دوست خواهم داشت
و رویای من این است که مرا
در پیری قوت قلب باشی...
و با عطر خوشبوی تنت جان دوباره دهی بر پیکر خسته ام از این سالهای دور از آغوش ...
و دیگر رویای من این است
که بارانی شود آسمان شب...
پشت در انتظار
پر از جوانه ی هستی بهار مثل تو
به پنجه های زمستان دچار مثل من
پر از شکوفه ی سیب و انار مثل تو
کویر حسرت لبریز خار مثل من
بسی طراوت رنگ و نگار مثل تو
فسرده حال و غمین و نزار مثل من
نشان و...
سبز می شود
درخت انتظار
حتی
در حصار زمان
باد صبا
نشسته بی قراری در دلِ من!
هوای انتظاری در دلِ من!
تمامِ من، از احساسِ تو شد شاد؛
تمامِ توست جاری در دلِ من!
زهرا حکیمی بافقی،
کتاب دل گویه های بانوی احساس.
در لا به لای زمان هایت می جنبم که وقتی را برای حرف زدن با تو صید کنم
زمان هایی که به دنبال مشغله هایت هستی.
من دقیقا در همان زمان ها، منتظر پیغامی از طرف تو هستم
یا دست کم منتظر خواندن شعرهایی که برایت سرودم، هستم
هر شعری...
دست هایم
از انتظار تو یخ زد سرما بهانه بود!!
ارس آرامی
بهار آمد بهار من نیامد
گل آمد گل عذار من نیامد
برآوردند سر از شاخ، گل ها
گلی بر شاخسارمن نیامد
چراغ لاله روشن شد به صحرا
چراغ شام تار من نیامد
جهان را انتظار آمد به پایان
به پایان انتظار من نیامد...
بهار می آید..
به انتظار نشسته ایم بهار می آید
شعر و ترانه ای بخوان که بوی یار می آید
اگر بینی در این عالم نشان از عشق پیدا نیست
بدان در بند گیسوی ش.. هزاران اشک می آید
اللهم عجل لولیک فرج..
سخت ترین انتظار اون زمانی هست که منتظر برگشتن چیزی یا کسی هستی که سخت به دستش اوردی ولی آسون از دستت رفته بی دلیل بی خبر بدون نشونه سخت ترین انتظاره چون عقلت میگه برگشت غیر ممکنه ولی ته دلت هیچ وقت نمیخوای باورش کنی و فقط میتونی تا...
طراوت باران
(میلاد منجی عالم بشریت )
تو می رسی و جهان را قرار خواهی داد
به دشت و کوه و بیابان بهار خواهی داد
طلای ناب وجودت چه برکتی دارد !
به کیمیای محبت عیار خواهی داد
نگاه چشم و جمال تو غرق زیباییست
به دست این همه آئینه...
وقتی قهوه میخوری از تلخیش لذت میبری اما وقتی بادوم میخوری اگه تلخ باشه میندازیش!چون از بادوم انتظار تلخی نداری!
بحث، بحث انتظاره همین ...
هر صبح
خوش رنگ ترین لباس عشق را
بر تن واژه های عریان می کنم
و به انتظار طلوع چشم هایت می نشینم
تا زیباترین سروده هایم را
از لحن نگاه تو بخوانم
مجید رفیع زاد
کاش می توانستم:
دستان خسته ام را،
به ردای سبزت برسانم؛
و بگویم:
چقدر با تو آشنایم من!
کاش می توانستم:
مهِ رویت را ببینم؛
و آرام آرام،
نگاه آسمانی ات را،
نظاره کنم!
زهرا حکیمی بافقی (کتاب آدینه ی انتظار)
شهر به خواب می رود
شب تنها شاهد
بی قراری هایم می شود
و من به امید آمدنت
با قایق خیال
کنار ساحل چشم هایت پارو می زنم
بیا که در انتظار موج نگاهت
دریا را در آغوش گرفته ام
مجید رفیع زاد
برای درکم عزیزم،دچار باید بود
در انتظار کسی بی قرار باید بود
میان شهر مثل های باز و کفترها
پیاده باشی و او هم سوار باید بود
درون خلوتِ یک ایستگاه متروکه
مدام منتظر یک قطار باید بود
ببند چشم و گمان کن پرنده ای هستی
که جای باغ به...
^انتظار پشت پنجره آنجا سخت شد که فصل ها می آمدند و می رفتند، برگ ها می ریختند و رشد می کردند اما او نمی آمد^
-هیلا بهرامی
@sheer sefid🌱🤍