متن زهرا حکیمی بافقی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات زهرا حکیمی بافقی
هر لحظه؛ نو به نو
تکرار میشوی در من
تکرار میشوم در تو
با خواهشهای دل تنها
و مگوهای اشک و آه
تکرار میشوم از آهنگ؛ از صدا
از صداقتی که در سینهام مانده به جا
و باز
تکرار میشوم در تو
همواره... نو به نو...
میتوان:
جریان نبض زندگانی را
در دستان پینهبستهی پدر
در سینهی صاف مادر
و در نگاههای بیگناه کودکان شهر
با آبیِ چشمانی عاشقانه
و سبزیِ نگاهی ژرف
به تماشا نشست.
❤️✨
@bzahakimi
هوای سیب لبخندت نمودم
کمی اهدا نما؛ با یک بغل، مهر
❤️✨
@bzahakimi
هوای با تو بودن،
نفس، نفس،
محبّت را،
در سکوتِ سینهام،
فریاد دارد؛
هوای من باش!
✨💖@bzahakimi 💥
هوای با تو بودن،
تپش، تپش،
عشق را،
در رگ، رگِ قلبم،
منعکس میسازد؛
هوای من باش!
✨🌺
پرزدم،
با بالِ سینه،
در هوای عاشقی؛
چون کبوتر گشت،
احساساز:
سرورِ عاطفه...
bzahakimi@
فضای جمعه وُ، دل، منتظر شد؛
گُل و، هر جوششِ گِل، منتظر شد؛
میانِ راههای عشق و احساس،
دلم، منزل به منزل، منتظر شد!
bzahakimi@
💐گل ناز! عطرِ احساسم شدی باز
☘صفای زندگی واسم شدی باز
💐میونِ اینهمه، گلهای زیبا
☘تو با بوی خوشت، یاسم شدی باز
bzahakimi@
درونِ سینه حسّی، ناب دارم
دلی، سرگشته و، بیتاب دارم
به رویای رسیدن، تا گلِ عشق
دمادم، دیدهای، بیخواب دارم
🍃🌸🍃
@bzahakimi
حواست باشد ای دل! یارِ خوشرو،
گهی هم میشود، بسیار، بدخو؛
اگر روزی شود، «احساسِ تو»، کم،
سرت را، زیرِ آبی میکند، او...
🥀🐝
@bzahakimi
گلم! جز «تو»، نمیخواهم سری را؛
نمیخواهم، به جز «تو»، دلبری را؛
نباشد، حسّ من، مانندِ زنبور؛
که بعد از «تو»، بجوید، دیگری را...
🍃🌸🍃
@bzahakimi
وفادار است، قلبِ سر به زیرم
به جز «تو»، از کسی، حسّی نگیرم
گزیدی بر دلِ من، دیگری را
ولی بنگر؛ که در دامت، اسیرم
🍃🌸🍃
@bzahakimi
نمیخواهد، که تکراری شود دل
اسیرِ ذلّت و، خواری شود دل
اگر حسّی به من، دیگر نداری
بگو؛ تا در پیِ یاری شود دل
🍃🌸🍃
@bzahakimi
شده کارِ دل از: «احساس»، گفتن
به مژگان، گوهری، از مِهر، سُفتن
روان شد هر زمان، باغِ وجودم
به دنبالِ گلِ از نو شکفتن
🍃🌸🍃
@bzahakimi
در آشوبِ دلم، شوری به پا شد
که سهمِ سینهام، درد و، بلا شد
دگر، قصّه، نمیخواهم ببافم
از احساسی؛ که از سینه، جدا شد
🍃🌸🍃
@bzahakimi
نخواندی هرگز این دلواژهها را
سخنهای پر از: مهر و، وفا را
وَ حالا، حسّ من، آشفته گشته
نمیخواهم دگر، عشق و، صفا را
🍃🌸🍃
@bzahakimi
نوشتم با دلم، گلواژهها را
نخواندی؛ شد دلم، درگیرِ غمها
وَ احساسِ عجیبی، در من افتاد
که ویرانه، شد از آن، دشتِ رویا
🍃🌸🍃
@bzahakimi
نهانِ جان، شده، قاموسِ احساس
بخوان آن را کمی، با قلبِ حسّاس
پسندیدی، اگر، گلواژهای را
از آن، شادی نما؛ چون دشتِ ریواس!*
*پ.ن:
خاصیتِ ریواس، فرحبخشی است.
bzahakimi@
بستری، از مِهر میخواهد دلم
تا فراموشش شود شبهای هِجر
آسان به تو دل دادم و نشناخت دلت
قدرِ دلکم را؛ چه بگوید به تو دل؟
💔
@bzahakimi
کند قلبم، زِ غمهای گران ایست
نمیپرسی؛ که دردت، آخر از چیست؟
اقلّا، با گلِ احساسِ قلبم
نکن بازی؛ دلم بازیچهات نیست
ای بیکرانهی رحمت و عطوفت!
در همهمهی هجوم یاس؛
در ازدحام دلتنگی،
تنها دریای یاد تو میتواند،
اقیانوس ناآرام وجود مرا،
آرام بنماید!
پروردگارا!
ایمانی عطاکن؛
تا در ناملایمات روزگار،
تو را فراموش نکنم؛
و دریای متلاطم و ناآرام دلم،
در ساحل امن یادت،
به آرامش برسد!
تو مغناطیس احساسی؛ دمادم
دلم را میکنی جذبِ صفایت