متن شاعرانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شاعرانه
خداحافظ شب های روشن
خداحافظ ناستنکای من
پیوند با جدایی،
سهم من از دنیا بود ...
«آرمان پرناک»
زیبای ناپیدا،
دل مارا عشق تو جان سوخته کرده است،
در مسیر فراق،
باز آی ،
که تیر ، آتش بی امان می دهد مرا
چشم ها به تنهایی خودشان را فریاد میزنند
نیازی به لب و زبان ندارند
حتی به بدن و دست...
میتوانند حرف بزنند،ببوسند،
در آغوش بکشند،
متنفر باشند و یا عشق بورزند.
آن ها جزئی از من نیستند..
بلکه یک امپراتوری مستقل هستند.
زهره تاجمیری
راه می رفتم باز، در مسیر هر روز
با همان دلتنگی، با همان آه و سوز
همه از دم تکرار
همه دل ها بیمار
همه جا تیره و تار
همه در فکر فرار
ابر، یکدست سیاه
آفتاب گم کرده راه
ناگهان آهسته
تو سلامم دادی
روشنی پیدا شد
پر شدم...
آری مُرده ام
اما دستِ جوهرم بلند است،
و این شعرها که میخوانی
حاصل مُردن های پی در پی من
قبل از به خاک رفتن است...
زهره تاجمیری
نه ! /
اینطوری نمی شود ، /
نه ! /
باید /
کوله ی خالیِ سنگینم را /
بار دیگر بگردم /
مگر می شود کسی که دوستش داری /
برای شب های سردِ پادگان /
روزهای گرمی نبافته باشد؟! /
آرمان پرناک
قلبِ من چون چاهِ خشکی در مسیرِ کاروان ☘︎ ☘︎
هر کسی آهی دعایی یوسفی انداخته ☘︎ ☘︎
آرمان پرناک
افتاد سنگِ چشم تو در ذهنِ برکه ام
تا حلقه حلقه ، دایره ها را بلد شدم
رضاحدادیان ۱۴۰۳/۱/۷
تو فقط یک بار زندگی می کنی
از تمام ذرات این پدیدهٔ شگفت انگیز
که بهش هوشیاری می گوییم، لذت ببر و خودت رو توی حسرت و پشیمونی چیزی که قبلاً داشتی غرق نکن.
بهزاد غدیری
ساحل بی تاب آرامش،شود حیران،
ز طوفانی که چشمانت کند ویران ،
غم شبهای بی پایان.
ولی دانم !
شراب سرخ لبهایت ،
کند سامان ، همه موجهای سرگردان،در این دریای پر طوفان.
نفس می گیرد از تقدیر،از این تقدیر بی تدبیر
هجوم ساحل زیبا،به دست ساحر شیدا
.........................
حسن...
بگو چگونه شکوفا نشوم ؟
مجاور فوکو و تودورف
که رخنه کرده ای در زاویه دیدشان
و به اعجاز می کشانی انگشت های جهان را
دست پروده ی گدام درخت تناوری؟
که جوانه را خوب می فهمی
مریم گمار