متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
تو تمام منی
و من بی تو تمام
عشق تو
لمس لایتناهی آغوش خداست
که ناب ترین رایحه ی دوست داشتن را
در جهان ساکنم می پراکند...
من فکر میکنم الکساندر هم عاشق بود که تلفن را اختراع کرد
وگرنه به عقل هیچ آدم عاقلی نمیرسید
که میتوان حضور گرم کسی را از سیم های سرد عبور داد.
اشک باران
خودم را بیشتر دوست دارم
میگویی خودخواهی؟
نه !
چون در کنار تو
منِ دیگری متولد می شود
که فقط تو را دوست دارد
طلوع همه با توست
و غروب بی تو
بگو چگونه زاده نشوم
در وطنی به نام آغوش
و شعله نکشم
با آتش چشمانت
وقتی جنگ تنگاتنگ با تو
به انقلاب ابدی می انجامد
و
دهان ماهت
به کلمات تاریک دستانم نور می فشاند
آنگاه که بی وقت سر می زنی...
بیا این بار من و تو
عشق را همچون سَمفوُنی بتهوون
زیبا بنوازیم
جوری که سال ها
عطر نُت هایش از تن مان نپرد...
آرام و آهسته
نزدیک بیا
نه آنقدر نزدیک که بسوزانیم
و نه آنقدر دور که بمیرانیم
مرا جوری دوست بدار
که در تو♡
♡پیدا شوم
دوری
هرچند در من نشسته ای
و جای من شعر می گویی
من اما !
تمام فاصله ها را
می شناسمت وجب به وجب تا دور
با سال های بر باد رفته ی عمرم
خو گرفته ام در کف دستانت
و سروده ام شعر
با لحن ساده ی انگشتانت
مرا...
حال دلم خوب نیست...
منم و یک فنجان چای...
تکیه داده ام ،
به پشتیِ قدیمیِ قرمز اتاق...
چند بیتی شعر سروده ام
از برق چشمانش...
از سکوت پر از رضایتش...
صدای کلاغ های سرگردان
بر فراز آسمان خانه
خبر از اتفاق غریبی می داد.
اتفاق افتاد...
آن هم چه...
شهر را بی تو ؟ نمی خواهم
خانه را بی تو ؟ نمی خواهم
سفر را بی تو ؟ نمی خواهم
تنهایی را بی تو ؟ نمی خواهم
خنده را بی تو ؟ نمی خواهم
من بی تو هیچ چیز را نمی خواهم حتی بهترین ها را که بی تو...
دلم می خواهد پاییز باشد و باران باشد و قهوه باشد و کتاب باشد و موسیقی باشد و آواز باشد و رقص باشد و پنجره ای باشد و کلبه ای باشد و
تو باشی و تو باشی و تو باشی ...
نور بهشتی
مردمی که عزیز از دست داده اند دیده ای ؟
ماتمشان را
اندوهشان را
بغض و گریه هایشان را
لباس های تیره شان را
بی حوصلگی و آشفتگی شان را
آنها فردی را از دست داده اند که با ارزش بوده
اما افرادی را که خودشان را ، از دست...
خیال داشتنت
عجب می چسبد
هر روز عصر
که تنها ، بودن تو آن را دلپذیر می کند
قهوه ای که می شود
با قند لب های تو شیرین کرد
و دست هایی
که یکدیگر را در آغوش هم می بینند
افسوس ، این رویای شیرینت
مثل هر روز پیوند...
بگو دوستم داری
تا دنیا، برایم
زیباتر شود...
غزاله غفارزاده
گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم
رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم
خم ز ابرویم رها کن با نگاهی مهربان
خنده بر لبها نهی من مهربانت می شوم
قصه پردازم تویی نقش...
دنیا بدون تو یه چیزی شبیه:
پیتزائه بدون پنیر. شبیه فوتبال بدون توپ شبیه انسان مُرده. شبیه یه ماشین چپ شده. شبیه خودکاری که جوهرش تموم شه. شبیه هواپیمایی که نمیتونه پرواز کنه. شبیه یه ماشینِ بدون چرخ شبیه یه قلب بدون خون. شبیه یه صورت بدون خنده. شبیه همون...
یه آدمایی هستن که باید باشن !
اصلا نبودنشون انگار
برای دنیا تعریف نشده !
دلت میخواد بشینی ساعت ها
بیخیالِ همه چیز
از هر دری باهاشون حرف بزنی !
بدونِ اینکه نگرانِ چیزی باشی !
لازم نیست کاری کنن
فقط کافیه بشینن و
گوش بدن به حرفات
این آدما...
تو اگه رنگ بودی میشدی آبی آسمونی
تو اگه میوه بودی میشدی توت فرنگی
تو اگه حیوون بودی میشدی پیشی
تو اگه خوراکی بودی میشدی شیرکاکائو
تو اگه خواننده بودی میشدی گروه وانتونز
تو اگه غذا بودی میشدی پیتزا
تو اگه فصل بودی میشدی بهار
تو اگه کشور بودی میشدی...
“تو موهات مشکی باشه، مشکی قشنگه.
تو لاغر باشی، لاغر بودن قشنگه.
تو بخندی، خنده قشنگه.
جهنم و دوست داشته باشی، جهنم قشنگه.
هر حرفی بزنی، اون حرف قشنگه.
هر لباسی بپوشی، همون لباسا قشنگ می شن.
چیزای زشتو بپسندی، دقیقا همون چیزا زیبا می شن.
مخالف همه باشی، مخالفت...
قدری از خودت را به من بده!
آن وقت من هم دیدنی می شوم
و تو
به تماشایِ من،
خواهی نشست...
غزاله غفارزاده