متن مرگ
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات مرگ
نمیدونم ممکنه عذاب وجدان گرفتی که داغونی وسرمزارمن نشستی حرفی توی دلته بگوبهم میشنوم انقددوست دارم که ازگناهت میگذرم خیلی دیره ولی من ازگناهت میگذرم
انسانیتِ انسان افسانه ای بیش نیست. موجودی منفعت گرا در طلب منفعت خود...
مادر فرزندش را مِن باب مهر مادری دوست می دارد، منفعتی در جهت کمال مادر. پدر فرزندش را، محبتی در نمود غیرت مردانه اش!
برادر برادر را به صِرف خونی برابر. خواهر برادر را...
حیوان است آدمی....
از زمانی که راه رفتن با رکاب عقل را آموختم، همیشه در حد فاصل آگاهی از امری و تحقق آن امر، ترس و اشتیاقی سرشار وجودم را فرا می گرفت. به همین خاطر آشفتگی و تلاطم عجیبی را در این حد فاصل پذیرا می شدم. به قدری با ترس و...
خوش به حال اونهایی که یکبار می میرند تمام می شود، نه اینکه مثل ما هر روز و هر روز بمیری و دوباره فردا از نو!!!!
هرگز برنگشت..
مرگ یعنی (دیگر هرگز)..
تکرار نشدن.
اِی روح چِرا زِ جِسم دِل نِمی کَنی؟!
بعضی اوقات
آنقدر مرگ را نزدیک خود می بینم
که فراموش می کنم
آغوش خاک
آخرین منزلگاه من است.
شعر: نەبەز گوران
برگردان: زانا کوردستانی
تاب می خوری
بر هلالِ بی تابی
وقتی
به دست بوسِ مرگ می روم،
ای کاش می آمدی
وقتی که دیروز
وقتی که هنوز.
سفارش داد
بنویسید روی سنگ:
هرگز نمیرد آنکه ...
وقتی که مُرد
باد آمد ،
خاکسترش را بُرد.
طلوع سایه مرگ بر پیکر افکار
و انزوای ادراک بی اراده
سکوت تقدیر
میان سوختن هیزم خاطرات
در میان هوای سرد دوری
و فنجانی پراز طعم تلخی نبودن ها
بیهوده در نبند!
مرگ
گه گاه
از پنجره می آید
همه می دانند
حتا سلیمانِ نَبی
حتا مورچه ها.
رسیده کاردغصه به استخون قلبم کاری کردی هرلحظه درآرزوی مرگم
گفتند:
« شتاب کن
زندگی یک دم است »
گفتم:
در این هوایِ ترس و گریز،
مکث
مرگِ شعر من است.
به تو می آید
تو ماهی ، آسمان نه ، که خدا به تو می آید
در این سر زمین عجایب ، وفا به تو می آید
تو مهربانی ، در کلام شرم و حیا داری
اما ، وقتی میخندی ، زیبا به تو می آید
بانوی غزل هستی ،...
دیده بگشا غروب نزدیک است
راه دشوار و جاده باریک است
تهمت و حرف ناروا ممنوع
خانه ی قبر تنگ وتاریک است
اعظم کلیابی بانوی کاشانی
مرگ پیش من است..
مبهم و نامشخص..
مانند سایه..
مرگ ، پایان یا آغاز ؟
راز یا حقیقت؟
ترس یا آرامش؟
ضربه یا رهایی؟
هبوط یا صعود؟
مرگ، همه را در بر می گیرد بدون تفاوت، بدون تبعیض، بدون عدالت.
مرگ، همه را تنها می گذارد بدون همدم، بدون همراه، بدون محافظ.
مرگ، همه را به چالش می کشد...