متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
سایه ای
روی دیوار لبخند زد
سراسیمه
شیفته ی سایه ات شدم
دلِ تشنهام را،
به دریا رسان!
به رویای آبیِ زیبا رسان!
دلم،
خواب دیده،
تو را،
هر زمان؛
بیا؛
باورم را،
به رویا رسان!
بدم،
عشق را،
در سرورِ دلم؛
و جان را،
به مهر و،
به گرما رسان!
تمامِ مرا،
بالِ پرواز ده؛
به باغِ صفا وُ،
تماشا رسان!
به احساسِ جانم،
بزن چشمکو،
مرا تا به مرزِ ثریا رسان!
من دلم تنگ است
ره چاره نمی بینم
چگونه دربیارم دل؟
صاحب این ملک و این مکنت تویی؟
بس خیال خام درسرت پرورده ای
اسمان بنـבر عباس غروب کرـב
لباس قرمز خونے ب تن کرـב
میزنی تیرِ جفا، بر قلبِ من؛
باز هم میخواهمت؛ نامهربان!
باران آمد و
چکّه چکّه
نمِ یادت
ابری نمود آسمانِ احساسم را
باز، آهوی دلم گشته، شکارِ لحظهها!
تورِ غم، در پای جان؛ جان شد به تارِ لحظهها!
میفشارد، هر زمانی، چنگِ غم، جانِ مرا؛
نغمههای جان، شد از نو، تار و مارِ لحظهها!
کاش، برگردد زمانی که: دلم، با «تو»، شود،
شاد، با حسّ عطش؛ در رهگذارِ لحظهها!
دل به تکرارِ تپش، دل دل کند، با تارِ عشق؛
همنوای دل شود، گیتار و تارِ لحظهها!
طی کنم،
با پای جانم،
کوچهباغِ عاشقی؛
در جوارِ تو،
بگردم،
همجوارِ لحظهها!
دست، در دستت گذارم؛ سر به بالینت نهم؛
بوسهها بارم زِ جان، با اعتبارِ لحظهها!
بسپُرم قلبم به تو، با بیشمارانِ عطش؛
عشق را جاری کنم، در بیشمارِ لحظهها!
آمدی تا مشکلی کمتر کنی
مشکلی کمتر نشد هیچ،جالب این جاست تو خودت مشکل شدی!
تو شدی یک قسمت از شعر های من
نه فقط در شعر ،حتی تو شدی بخشی ز من