متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
دیشب به روی دفترِ دریا گریستم
اشکم به ته رسید، دلم را گریستم
برای
گوشه نشینی ام
جایی
درگوشه ی دلت
داری
به باران اعتمادی نیست هر شب به یادت نمی بارد
ب دلم نظاره کن هرشب ز دلتنگی خون می بارد
دلم هوای بارانی می خواهد عشق ورزیدن و ب نفس افتادن..
عشق را در فیلم ها تماشا کردیم و در کتاب هاخواندیم در واقعیت رویا بافتیم…
عشق آنست که با سکوت پس زندو
با نگاهش ب آغوش کشد
ب آغوش بکش این من دیوانه را..
گر چه دیدم همه عمر،
همهمه عالم و آدم ، امّا:
دیدار به پایان نرسد تا تو نیایی
آ ی عشق،
دور از منی،
و کف دستم از عطر نارنج تو پر است....
دل دیووانه پسندم...
کرده ارزو امشب...
دو سه بوسه از لبانت...
سر به این دیووانه ی بیمار هم گاهی بزن...
که به جز اغوش گرم تو، درمان نشود...
درد و درمانم یکیست ـ..
آن هم سیه چشمان توست...
در من ***
چیزی گم شده
مثل صدای پایی
که جمعه برده ..
**تو همان شعر بلندی که
به دامن صبح میریزی...
و من، ادامهی نفسهای یک غزل.**
زمستان فصل مردن آفتاب بود
و آتش بازی تو
فقط سایه ای از دود
روی برفهای ساکت ...
بشقاب گل سرخی مادرم
از دستان پدر سُر خورد
وجنگ خاورمیانه
از آنجا شروع شد...
اشکم کبوترانه
ابری به ناف شب می دوزد
دلتنگی همین است...
فکر کردن به تو
خوش بو تر از
بوی ترنج
در جمعه های
کهربایی من است...