متن کپشن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کپشن عاشقانه
ஜ۩۞۩ஜ بیا کـہ ز انتظارت دگرجانے בر بـבט نمانـבـہ است..
╰⊱♥⊱╮ღ꧁ چشماט آبے تو בریاے من است
خیرـہ شو بـہ من آرزوے غرق شـבט בارم..
من همان ماهے بے تابے ، هستم
کـہ בر בریاے بی کران عشقت آرزوے غرق شـבن בارـב …
بـہ ـבست باـב سپرـבم تمام یاـבگارت را
آغوش تو پناهگاـہ من است
سـ؋ـت مرا בر آغوش بگیر ،تا بے پناـہ نشوم בلبر..
در لحظه زندگی کن
وبه لحظه ها دل نبند
لحظه ها اگر وفا داشتند
غزل خداحافظی ، نمی خواندند..
عشق را ازباران باید آموخت وقتی دلتنگ می شود ،
بغض می کند ..
می بارد و کل جهان را زعشق خود خبر دار ....
تا شاید خبر شعله ور عشقش که ب آسمان رسیده است
و ازناراحتی دلش غروب کرده
باز آبی شود،
معرفت را از باران باید آموخت...
دلتنگی یعنی بغض کنی
در خودت فرو بریزی
شانه ای نباشد سرت را بگذاری
دستی نباشید مرهمی روی زخم هایت بگذارد
خود را در کنج اتاقت حبس میکنی
با حسرت عکس هایش را تماشا میکنی
در تنهایی جان ب جان تسلیم می شوی
خشت خشت وجودت ویران می شود…
ودر...
دگر دربند نیستند ،خاطراتت در افکارم
مثل باران باریدم و رها کردم خاطرات تلخت را
ب باران اعتمادی نیست در پاییز فقط دلتنگ تر است..
به باران دل نبند هرگاه ، دلتنگت شود می بارد..
به باران اعتمادی نیست هر شب به یادت نمی بارد
ب دلم نظاره کن هرشب ز دلتنگی خون می بارد
بغض ما از غروب آسمان دیدنی تر است…
دلم هوای بارانی می خواهد عشق ورزیدن و ب نفس افتادن..
زمانی ک دلتنگ می شوم:
نه می توانم گریه کنم نه می توانم بخندم
فقط در سکوت فریاد می زند..
دلم هوای بارانی می خواهد شانه ب شانه قدم زدن و به نفس نفس افتادن
دلم دستان گرمت را می خواهد مهرورزیدن و ناز کردن..
دلم تو را می خواهد عشق ورزیدن و ب پرواز در آمدن
دلم بوسه می خواهد در آغوشت جان دادن و ب عشقت تسلیم شدن..
عشق را ازباران باید آموخت وقتی دلتنگ می شود می آید
وقتی بغض می کند و دلش می گیرد باز می آید
وقتی دلش هوایت را می کند باز می اید
از ذره ذره گوارای وجودش میگزرد یک دنیا می بارد
چون میداند عشق تاوان دارد
و باران تاوان دوست...
در پس همهمه این همه درد
لای این زخم عمیق
پشت هرگریه و شب بیداری
تو مرا زنده نگه میداری....
دنیاکیانی
تو همانی تو همان!
اتفاق خوبی...
که یقینا روزی...
بین آشفتگی این همه فکر!
در دلم می افتی.
زنان را مردان عاشق زیباتر میکنند،
پشت زیبایی هر زن مردیست، که ساعتها
در آینه به او نگاه میکند.
دنیاکیانی
محبوب من:
سرانجام روزی پازل بودنت را کامل خواهم کرد.حتی اگر مجبور باشم وجودم را برای تکمیلش تکه تکه کنم...
دنیاکیانی
گفتم:غم و اندوه ریسمان می شوند و پدر آدم را در می آورند
گفت: دستت را به من بده
گفتم :حرفم را پس می گیرم
چیزی یادم نمی آید
چیزی جز شادی وجود ندارد.
مهدیه باریکانی