متن سرنوشت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات سرنوشت
شاید سرنوشت از پیش تعیین شده باشه ولی به شانس ربطی نداره
بیشتر بستگی به دیدگاهمون به زندگی و تصمیم هایی که میگیریم داره
سرنوشت
یاد آن روزی که آزادی تامی داشتم
در پی آینده هی، هی، گام بر می داشتم
فکر های داشتم در پیش خود
شاید آن روزی که خود، دانه ای می کاشتم
گرچه حالا مانده ام در زیر گل
لای این گل من خزانی داشتم...
تو
انتخاب من نبودی؛
سرنوشتم بودی...
تنها انگیزه ی ماندنم؛
در این زندگی بی اعتبار...
...Saeideh...
صبح رویایی
دامن عشقت را
گره زد
به صبر سرنوشت
مینا نیک خواه
قدم به قدم رفتن
تا ساحل آرزو
که نبینی ،
شکست دلی را ...
سرنوشت موزیانه گول می زند
رهگذر پیر بیابان را ...
ساناز ابراهیمی فرد
زندگی ینی
ناخاسته بدنیا امدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
وعاقبت درحسرت آنچه دل میخاهد
ومنطق نمیپذیرد مردن ..(:
تقدیرمان اینگونه شد،محکومِ جبرِ سرنوشت
هر چه که میلش می شده،قسمت به پیشانی نوشت
حسرت به دلها گشته و در زندگانی مرده ایم
نفرین بر این تقدیرمان با روزگار بد سرشت
جاری در این قسمت شدی بی انتخاب و ناگزیر!
محکومِ زنده ماندنی ،گر خوب وبد،زیبا و زشت!
خونی به...
به لب هایم خیره شو من در آخرین روز از مرگم نام کسی را به زبان خواهم آورد که در هیچ کجای زندگیم نامی از او نبوده است و آن لحظه است که راز چند سال و اَندی از من بر سر زبان ها می افتد و آن وقت است...
سیمرغ سرنوشت گذشت ایام راخوب نشانم داد ،بی مهری قافله عمر را که سوار بر اسب سرکش زمان تازیانه میزد بر جوانیم،یادش بخیر روزگاری بازیگر آینه ای بودم که برایم زیباترین سرود دنیا رامینواخت ،و من عاشقانه میرقصیدم ،تماشاگراین روزهایم مادر پیری بود که در پایم غمگینترین اهنگ دنیا را...
به کف بینی اعتقاد ندارم
مگر می شود تقدیر را در کف دستت نوشته باشند ؟
اما نه صبر کن گمان می کنم تقدیرم را جایی میان انگشت های دست تو باشد
و خانه ام ،جایی شبیه آغوش تو
و اینکه تا کی زنده ام ،حتما تا وقتی عشق تو...
چیزی بگو مگرنموده ام زنا وجنگ ها
که این غصه ها همیشه میزند مرا به سنگ ها
ناراحتم من از درون خود ز دست غصه ها
ناراحتم چو بحرها ز دست آن نهنگ ها
آهوی دل میان جنگل ستم فتاده است
دقت نمی کند حضور وحمله ی پلنگ ها
تا...
دختری که شیطنت از چشماش می بارید. توی حرف زدنش کلی هیجان داشت و برای این که حسشو بهت منتقل کنه آروم و قرار نداشت.
می شناختمش خیلی وقت بود. آخه دوستِ خواهرمه!
با تمومه اون هیجان و شیطونی که داشت ولی میتونستی سختی هایی که کشیده بود حس کنی....