شعر کوتاه عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه عاشقانه
باید هر روز
بروز رسانی کرد
بعضی از کارها را
مثل
دوست داشتن تو
معمارنیستم
ولی نقشه ها می کشم
هرشب
برای فردای دوست داشتنت
همچون پروانه ای گلگون، در میان دشت مروارید و باد رقصان در میان درختان صنوبر،زیبایی را می جستم ولی نمیدانستم که او،مرا میبیند.
روی کتاب درسی ام امضای من در دور اسمت
دارد شهادت میدهد اوج وفاداری من را
خورشید خودنمایی میکند
من هنوز رویایِ با تو بودن را
زیرِ نورِ ماه در آغوش گرفته ام.
اگر گذشتنِ تو
مرا به کامِ مرگ کشاند
بگذر عزیزم
بگذار در عبورِ تو جان دهم
صدایت که میآید
غمها کمی عقب میروند
و دلِ من
باز به تپش میافتد
برای تو
آرامش از دستان تو آغاز می شود
و عادت وحشی بودنم را کنار می زند
و هوای سرد شهر با بوی نفس های تو گرم میشود.
راز چشم هایت را نمی دانم
اما به هرچیزی نگاه میکنی...
من آن را زیبا می بینم.
اردیبهشت بازهم
بهشت میشود زمین
عطرِ موهایت
مَست میکند
چکاوکِ عاشق را
آمدنت را دوست می دارم
آهسته وُ زیبا مثل ِ نوازش باد،
حضورت
آفتابی ست که می تابد،
تو
تمام فصل هایی...
کاش
سنگنوشتهای میشدم بر پیکر کوه
که
حرف حرفم
تکلم نام تو بود
گر درختی میوهای بسیار، مهمانت کند
یا تنش لرزانی و یا سنگ، مهمانش کنی
تا مرا دید که مشتاق نگاهش شده ام
پشت دیوارِ سرِ کوچهٕ شان، قایم شد
بخوان مرا
که این سکوت
پَرپَر میکند،
غنچه یِ شکفته شده یِ
عشق را
لاف می زنم فراموشت کرده ام
هنوز تکه ای از عشقت را نگه داشته ام
قلبم که درد می گیرد
زیر زبانم می گذارمش
جمعه ❣️
زمین آرام گرفت،
وقتی دستت را در خواب گرفتم،
و جمعه، به رنگ آرامش عشق تو درآمد…
دلتنگی بر دلم سنگینی میکند
اما وقتی تو میخندی
تمام آسمانم آبی میشود.
نسیم از میانِ گلها رد شد،
عطرشان را برایم آورد،
اما خوشبوتر از خیالِ
تو برایم نیست
محبوب من
تو که باشی وقت خودش
دست از دویدن میکشد
و ثانیهها روی لبانت
مینشینند تا بوسه بگیرند.
محبوب من
دستت که به دستم خورد
مثل شکفتنِ یک ستارهی تازه
تمام جهان با نفسهای
من روشن شد.
محبوب من
چشمهایت چنان سرشار از
شب یلدا هستند
که هر تارِ موی تو
قصهای از نور میگوید.
محبوب من
تو آمدی و جهان
یخِ سینهام را شکست
و بارانِ لبخندت هر سنگِ
بیحسی را درهم کوبید.