متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
نمیدونم عشق من مگه توچن نفری که میتونی قلبم به این شدت ببری
آسمون قشنگِ وقتی هوا ابری میشه.
جنگل قشنگِ وقتی به کلبه چوبی ختم میشه.
هوای پاییز قشنگِ وقتی اکثرا بارونی میشه.
قلب آدمِ قشنگِ وقتی یکنفر واسش کافی میشه.
من شاید وقتی تو زیر فشار زندگی در حال دست و پا زدنی،نتونم بیام نجاتت بدم و بگم بسپارش به من چون شاید قدرت تو رو هنوز نداشته باشم ولی برای رفع خستگیت ،برای بد و بیراه گفتنت به زمین و زمان،برای پیدا کردن یه جای امن،من هستم،بغلم هست،قلبم هست،وقتم...
سندروم سلنوفیل قشنگترین ابتلایی بود که دچارش شدم چون باعث شد یاد بگیرم اگه یه روز تویِ قلبم،خونه ای برای یکنفر بسازم،برای اینکه همیشه امن باشه،اون آدم رو مثل ماه ببینم تا زمانی که کامل باشه یا ناقص،باز هم از نظرم قشنگ بمونه و توی شبایی که گمش کرده باشم...
نور چشم من کجایی؟
ماه تمام می شود، اشک های کوچه ها خشک شدند.
گل ها دیگر بو و رنگی ندارند،
تو کجایی...؟!
تو کجایی که بهار نمی آید؟
در سکوت تاریک، صدای پایان می آید،
خستگی در دل هر باران می پوسید
باد بهار را به خود می برد...
می بَرم هر روز از اندوه، دستی بر قلم
تا نمیرد شوقِ فردایم ، بیا دستم بگیر
بهزاد غدیری ، شاعر کاشانی
تو را می خواهم
برای لبخندت
برای دستانت
برای خنده هایت
برای غرق شدن در چشمانت...
تو را می خواهم
با تمام توجه و احساس
با صدای گفتن اسمت
با لمس کردن دستانت
با بوسیدن لبانت...
تو را می خواهم
برای بودن با تو
برای زندگی کردن با تو
برای...
زمان گذشته ولی من هنوز بیدارم
شبیه ساعت شماطه دار بر دارم
شبیه ابر کبودی که هق هق اش را خورد
پر از گلایه و بغضم سکوت می بارم
برای اینکه بگویم تمام حرفم را
من از نگاه تو یک زل زدن طلبکارم
و باز صبر همان اختیار اجباری
بریده...
نیمه گمشده عزیزم،
روز ها و سال ها انتظار از پس هم می گذرند و خبری از تو نیست.
روز هایم تاریک تر از شب و شب هایم روشن تر از روز شده اند، هر روز بر تعداد تار های سفید خرمن مو هایم اضافه می شود، چشمانم به در...
به وقت بغض های هر شب
تمام کوچه پس کوچه های شهر را
به امید معجزه ای از عشق
عاشقانه قدم می زنم
و تو را می خوانم
ای کاش همچون خوابی خوش
به استقبال چشم هایم می آمدی
تا بیش از این نبودنت را
فریاد نمی زدم
مجید رفیع...
دوباره شب شد و دلم تنگ شد
ای بی تو گل
دوباره غم آمد و قلبم بد آهنگ شد
ای بی تو گل
مهدیه باریکانی
ای کاش
روح بودم و در کالبدتت فرو میرفتم
و هر آوایت را جانانه ستایش میکردم و
گوهر عشق را بر طاق دلت میگذاشتم و
پیوسته ، بر وجود گران بهایت بوسه میزدم.
دستانم دستانت را لمس کرد
و با حضورت
یک واژه دیگر به نام تکیه گاه
هم معنی تو
به واژه نامه ، اضافه شد.
دوری وبارؤیای تومن میام به دنیای تو