متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
کوچه های شهر
به غربتم اِقرار میکنند
من سال هاست غریبه ای
آشنا کوچه های شهرم
گم شدم در لابلای خنده های تلخی که هیچکسی
به آن شک نکرد
در اتاق تاریک
فقط چراغِ کوچکِ میز
میدانست
تو از دلم نرفتی
نورش شبیه
نفسهایت بود.
محبوب من
پردهها را کنار زدم
آفتاب ریخت روی دیوار
اما باز هم گرم تر
از نگاه تو نبود.
محبوب من
باران که میبارد
زمین از تو حرف میزند
بوی خاک
بوی دلتنگی من است.
محبوب من
فنجان های خالی
روی میز مانده بود
انگار نفسم بیتو
نیمهتمام. بود
محبوب من
وقتی بادی
پردهها را میرقصاند
میدانم کارِ توست
تو همیشه
هوایم را داری
محبوب من
کلید را که میچرخانم
در خانه باز میشود
اما.قفل دلم شاه کلیدش
فقط تو هستی
✍🏽پنجره را باز کردم
باد نامِ تو را آورد
خانهام ناگهان
بهار شد.
امشب از حادثه ای چشم دلم می لرزد
غم را گر به تماشا بنشینی عشق است.
در ازدحام روح های سرگردان بعضی عشق را هدف
و بعضی عشق را هوس پنداشتند،،
شاعری مغرورم ،سرسخت اهل گریه هیچوقت
بغض دارم در گلو لیکن چو سایه نیستم
بیچاره دل عاشق که
تمنای وفا کرد
خوشا آنکه از سنگدلی
ترک جفا کرد
من همیشه
سر به راه و
اهل ایمان بودهام
از ظلم این عصیانگران،
بیتقوا شدم..!
من حسرت پرواز ندارم به دلم، اما
در من قفسی ست که میخواهدم آزاد
ای قوّتِ
جان و
سرم...
دور
مباش
تو از
بَرم💜💜
نفسم با نفست میل شکفتن دارد
ای که بجز تو در همه عالم دلبری نیست..!
دلم دشتیست که
شادی سالهاست، از
آن کوچ کرده، است
«آمدی جانم…»
نمیگویم اما
فال میگیرم
حافظ را شاید
یکی از این شعرها
تو را برگرداند
در جمع نمیخندم
خنده برای کسیست
که جگرش اینهمه
خونآلود نیست
باز هم امشب سرم
در گریبان خیال و
چشمهایم پر از
راههای نرفته،است
دلم. اناریست
که کسی آن را نشکست
اما خون از درونش راه افتاد
در ازدحام روح های سرگردان عضی ها عشق را هدف
و بعضی عشق را هوس پنداشتند،،
✍🏼بیتو
فراموشم مکن
بی تو زخم،
نام دیگرِ من است