متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
وطن یعنی دو چشمان سیاهش،
که هر دم میرود جانم برایش.
تو تنها مسئله ی حل نشده ی زندگی منی که از تکرار اشتباهاتم با آن لذت می برم؛))
مقصـב من چشمان او بوב،
نفهمیدم چرا در طول رسیدن به مقصـב عاشقش شـבم.
و شایـב ؏ـشق همان لبخنـב ایست،
ڪه با مرور خاطراتش بر لب مینشینـב...
بهترین چیزی که در زندگی میتوان نگه داشت ، یکدیگر است ...
هر زمان که از زندگی به تنگ آمدید دست به قلم شوید نوشتن درمان بزرگ همهی دردهای بشری است...
صف
طولانی است
نه برای نان،
برای تحمل زندگی..
عدالت آنقدر دور است
که صدایش
به گوش هیچ کس نمی رسد
عشق از دلِ کوچکِ دفترم
یکباره بلند شد
و آرام گفت:
اجازه هست
دوستت داشته باشم؟
به اولین سلام
بیتِ من رسید؛
نگاهی خستهتر از شعرم و
روی میزِ مدرسه نشست.
عشق آمد و دریا در رگ رویا بیدار شد
نام تو مثل پرندهای از پنجرهٔ روحم پر کشید
تمامِ پلهای جهان به سمت لبخندت کشیده شدند
قلبم میان کهکشانِ نفسهایت آتش گرفت
روز مرگی هایم را درون کیسه ی سیاه ریختم مبادا باد غم هایم را برایت،تعریف کند،
دوست پنجرهایست در شبِ بارانی
که از آن، دل به روشنایی می رسد
عصر زیباییست لبخندی بزن زیبای من
یک دو بوسه جای لبخندت پیدا میشود..
یادت باشد،،!!
هر کسی که نفس می کشد
دارد با غم و غصه ای می جنگد که ما از آن بی خبریم؟
شهر
پر از پنجره است
اما
چشم ها
سال هاست رو به دیوارند
تنهایی ام بویِ تورا میدهد
نیستیُ من در رویا
قهوه یِ تلخ را
با بوسه یِ شیرینَت مینوشَم.
رفت عَقل و رفت صبر و رفت یار...
این چه عشق است
این چه دَرد است
این چه کار؟
هر کجا باشی، همانجا زادگاهِ من بُوَد
نامِ تو در سینهام معنایِ میهن میشود
برای گل دادن به دیگران،
منتظر مراسم تدفین آنها نباشیم..!!