متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
سکوتی کرده ام تنها در این شب های دلتنگی ،
تو ای فریاد بی آواز پر از رمز و پر از رازی،،،
امشب
کنارِ شعر و صدا
غمهایم را
دانهدانه
میشمارم
آرام باش و بی صدا غم امشبی دَر میزند
بهر تسلی آمده ..از، قلب من سـَر میزند
سرخی بوسه ما مزه خون داشت بسی
بوسه ی تلخ تو نیز لبی را سوزانده هنوز
مانده با عقربه های چرک غمگین زمان
مشت سنگین غمی بردلی کوبانده هنوز ....
از هم آغوشی ما پیکره فصل شکست
لکه ی ننگ گناه بستر ما مانده هنوز ....
کلبه حسرت و غم رنگ خزان داشت بسی
ردی از مرگ بر این کلبه ای پاشانده هنوز ....
حجمی از فاصله ها ذهن مرا ریخت به هم
اشکی از درد در این پیکره بارانده هنوز ......
گنجی از خاطره ای کنج اتاق است مرا
که درین سینه بسی مهر تو جامانده هنوز ...
که درین نیمه شبی بستر غم ها شده ام
که خیال لب تو هوش مرا رانده هنوز ...
ردی از غصه درین خانه به جا مانده هنوز
سردی دست مرا قلب تو تارانده هنوز ....
کاش دوربین بودم همیشه بر شانه ات
لمس می نمودم دست های مر دانه ات
دستها را بستند
بعد گفتند:
«اگر میتوانی
بال بزن.»
از دلم تا لب ایوان شما راهی، نیست
نیمه جانی، ست به قربان شما هر لحظه
اشک را کردم نهان تا دردِ خود درمان کند
آه از بیچارگی اندر جفایش سوختم
یادآوری
من دیر فهمیدم، اما درست فهمیدم
همه چیز از من آغاز مى شد…
بهترین کار برای تمیز کردن آب گلآلود این است که کاری نکنید...
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
خواستنت
مثل خواستن دریاست
یا باید غرق بشم
یا از دور تماشات کنم !
مژده ای دل که در کعبه میهمان می آید
یار احمد امیر مومنان می آید
به هر دعا که کنم، آرزو به شرم افتد
که در حضورِ تو، خود را به ناتوانی دید...
موجها نامت را زمزمه میکنند،
و من بیصدا در آغوش دریا،
میان رویاهایم با تو قدم میزنم
چه مانده از ما
جز آرزو
که روی لبهی تقویم
خودش را
آهسته
میبُرد .