متن بخشش
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بخشش
بداهه|اذان صبح|¹⁰'³'¹⁴⁰⁵|𓇢𓆸کوثرنجفی
تو گفتی:«وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَسَّهُ ۚ کَذَٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ.»
و قسم به تمام ذرات جهان که یکایک درحال تسبیح تواند، هرگز تورا به فراموشی نسپردهام.
قسم به شب...
کینه زندان است
و بخشش
کلید خروج از آن..
ما گذشتیم و نگذشت آنچه تو با ما کردی .
مرا که از پرده ی شب
به تو پناه می آورم
ببخش...
به زلال آب، به هوهوی بنفشِ
یک شعله
به آواز قفسی
که از گنجشک پُر است
به عاشقانه های فروغ که باد
در گوش دختر همسایه
لب می زد
مرا که اینگونه بی تاب توام
ببخش...
#رویا_سامانی
۲...
عشق،هنرِ بخشیدنِ فضا بدون از دست دادنِ حضور است.
چه ها گفتند و نشنیدم
بدی کردند و بخشیدم
دلم از ادمها بشکست ولی من باز خندیدم
سکوتم حرف ها دارد ولی چشم دهان بستم جفا کردند وفا کردم ببین ای خوب دیروزی
کجا بودم کجا هستم
آن موقع که از برگ های غرور درخت شخصیتم برای خودت دلمه ی اعتماد به نفس کاذب راه انداخته بودی،هیچ به این فکر نکرده بودی که سر سفره ی روزگار یکی دو لقمه از آن را بیشتر نمی توانی تناول کنی؟!
نگران درخت من نباش.به لطف خدا بهار و برگ...
اما عزیز من...
فراموش نکن تو مقدسی!
به خاطر لمس تمام بدی های
که از تو آدم بدی نساخت:)
در روزگاری که سردی، به اشتباه لباس اقتدار پوشیده،
باید یادآوری کرد که وقار، بینیاز از تندیست.
آدم بودن، یعنی توانِ نرمی در میان سختیها؛
یعنی وقتی میشود کوبید،
تو انتخاب میکنی ببخشی.
احترام، هرگز نشانهی ضعف نیست؛
بناییست که روی بلوغ بنا میشود، نه ترس.
بخشش را از نبودنت آموختم.
که باران شد و بر خاطر من بارید.
با گذشت زمان می اموزیم برای به دست اوردن ارامش باید بخشید هر چند تلخ باشد و سخت
اما بعداز ببخش شیرینی را در وجود خود احساس می کنیم
روح و روان را ارام می بینیم
و به این باور می رسیم ارامش روان شیرین تر از ان است که...
اگرچه بخشش آسان است و زیبا،
ولی بیاعتمادی ماند بر جا.
دلِ بشکسته را مرهم نهادن،
نه کاری سهل باشد در تماشا.
گر از مهر است لبریز آسمانت،
چرا رعدی زند در چشم دریا؟
به صد صدق و وفا باید بکوشی،
که باز آید نگاهی بیریا را.
بهار از شاخهی...
ای دل، جهان پر است ز نامردمی ولیک
تو مهربان بمان و مکن کینه را شریک
بیانصافی و ظلم ز مردم جدا نشد
اما تو مهر ورز، مشو خشم را اسیر
بر طبع سردشان مکن اعتماد، لیک
چون ابر بگذر و ببار از دل صبور
گر راه عدل و عافیتت...
دوستی از من پرسید چرا زآنان
که رنجی دهند، دلگیر نمیشوی؟
گفتم که هر دل در خود رنجی نهان است
که شاید از آن آگاه نباشد، بیگمان.
چرا از آدمها دلگیر شوم که هر دل
زخمهایی دارد که در دل نهفته است؟
چرا در خشم، آنان را بشکنم که هر...
انسانیت، دریاییست ژرف و بی کران،
با موجهایی از غم و شادی، گاه و بیگاه.
گهی آرام و صاف، چون آیینهای صاف،
گهی طوفانی و خروشان، چون دریای توفانزده.
در اعماقش، گوهرهای گرانبها نهفته،
مهربانی و عشق، و امید و راستی و وفا.
ولی بر سطحش، گاه زشتی و کینهای...
ببخش تا رها از غم و آزاد از فکر و خیال باشی
بخشیدن دیگران در اصل کمک کردن به خود است تا آسوده از هر فکر و خیال باشیم …