متن همراه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات همراه
خوش بود
رویایِ گرهخوردهی هر شب به خیالت
دوستی،
چون فانوس شبهای تار
چون بارانی نرم در کویر
چون نسیمی آرام بر دل خسته...
دستانت را که بگیرم
جهان آرامتر میشود
و در نگاهت،
میبینم تمام روزهای آفتابی را...
دلهای ما،
چون دو ستارهی هممسیر
چون دو برگ بر شاخهای واحد
چون دو موج بر ساحل امید...
اگر...
پر از سردرد /
و تراشیده ام /
سر را به پای ماندنت /
دلبند! /
همراه باش /
که بند بندِ پوتینم درد می کند...
«آرمان پرناک»
مرا به نام تو می خوانند،
در تاریکی ما می شویم
در نور، من و تو
همراه با توام ولی
کسی مرا به من نمی شناسد
من
سایه ام .
همراهش باشی و
همراهت نباشد
سایه ها
همیشه خود را بغل می کنند
باز به خیابان شهر، نم باران زده است
چتر و باران هست و من همراه را گم کرده ام
ارس آرامی
باز به خیابان شهر، نم باران زده است
چتر و باران هست و من همراه را گم کرده ام
ارس آرامی
باز به خیابان این شهر نم باران زده است
چتر و باران هست و من همراه را گم کرده ام
ارس ارامی
باز به خیابان این شهر نم باران زده است
چتر و باران هست و من همراه را گم کرده ام
ارس آرامی