متن زندگی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات زندگی
بوی تنت در خیابان پیچید،
مرا به عقب کشاند،
به روزهایی که هنوز تو بودی،
و جهان دوباره زنده شد.
وقتی دستت در دستانم است، جهان آرام میشود.
نگاهت پنجرهای به فردایی روشن است،
و لبخندت مرا به یاد میآورد که زندگی ارزش جنگیدن دارد.
با تو، حتی تاریکی هم راهی به سوی نور پیدا میکند.
از پشیمونیِ بعدش میترسم.
-پشیمونیها ترس ندارن، درس دارن
گاهی آنقدر درگیر دویدن میشوم که یادم میرود چرا شروع کردم، آنقدر برای ساختن فردا میجنگم که امروز از دستم لیز میخورد، در پیچوخمِ کارها، حسابها، نگرانیها، فراموش میکنم نفس بکشم، بنشینم، به یک فنجان قهوه نگاه کنم که بخار آرامش را بالا میفرستد.
قلم را در دست بگیر و از آنچه که در دل و جانت را آشفته کرده بنویس. این قلم میتواند مرهمی باشد بر گودالی که پر از آشوبهایی که تو را بیقرار کردهاند. قلمی، که میتواند زخمهایی بر قلبت بزند، اما در عین حال تو را آرام کند. این قلم،...
آه از این دنیا
آه از این فنا
آه از انسان و غم نبودن و دوری.....
چگونه دوباره طاقت بیاورم نبودنت را
پنجشنبه که میشود
دلم از این رو به آن رو میشود
یه جورایی کم می آورد
و طاقتش به لبش میرسد
کاش دنیا فانی نبود
کاش همه باهم...
زندگی
جاده ای بی انتهاست
مسیر
بی مسیر
هم مسیر ، بیاب
این آخر هفتهها دلم میگیرد
بر غربت رفتهها دلم میگیرد
با فاتحهای یاد کنید از اموات
از درد نگفتهها دلم میگیرد...
زن ، آغازگر زندگیست و مادر، معناگر آن.
در نگاهش، تمام جهان آرام میگیرد و در آغوشش، کودک، خدا را نزدیکتر میبیند.
مادران ، فرشتههایی هستند که بیبال ، پرواز میکنند...
و زنانی که مادر میشوند، جهان را عاشقانهتر ادامه میدهند.
در آینهی صدای مادر، مهربانی جریان دارد.
زنی که...
آری…
عشق، زبان خاموش خداست در زمزمههای دل.
عشق، آغاز هر خلقت است و پایان هر بیقراری.
اگر دل بیعشق بماند، گویی زمین بیخورشید است؛
و اگر جان به عشق آغشته نشود، نه حیات معنا دارد، نه کمال.
عشق، همان نَفَس نخستینِ روح است در لحظهٔ آفرینش.
ما نیامدهایم تا...
چه خوب میفهمم راز این لبخندها را...
این خندههایی که نه از شادی،
بلکه از عادتِ به ادامه دادناند.
سایه اگر بر شانهات خانه کرده،
یقین بدان که نوری هم، بیصدا، از تو عبور کرده است…
سایه، بیحضور نور، معنایی ندارد.
اگر هنوز از دل خاکستر، آفتاب را میجویی،
یعنی...
زندگی خوب
زندگی، سفر زیباییست که در هر قدم
فرصتی برای رشد و درخشش داریم.
هر طلوع خورشید یادآور امیدی نوست
هر لبخند مهر تأییدی بر ارزش وجودمان.
در لحظات سخت، یادت باشد که تو از سختیها قویتری، تو توانایی آن را داری که از هر مانعی عبور کنی و...
هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست!
بودن ما در خانوادههای انحصاری خودمون
در پیدا کردن دوستانمون
حتی در انتخاب دانشگاهمون و قرار گرفتن بینهمکلاسیهایی که از قبل اصلا نمیشناختیمشون!
محلهای که در اون زندگی میکنیم و سرکار میریم
ماشینی که از کنارش میگذریم
آدمی که ازش خرید میکنیم
مَرَضی که دچارش میشیم...
به وسعتِ ویرانیِ دلم بنا کردی...
که عشق، خانه که نه، آسمان میسازد
او زن بود...
نه بافتهای از تار و پودِ ناز...
بلکه تنی که لباسش، بندِ تبعیض بود
و زخمهایش...
برگههای امضاشدهی جامعهای که
تنِ زن را ملکِ خاموشی میخواست.
سینههایش، نه مظهر زنانگی،
که میدان مینِ نگاههای قضاوتگر شده بودند...
و سیم خاردار،
فقط لباس نبود...
قابِ قانونِ نانوشتهای بود...
زندگیــ تجربه تلخ فراوان دارد
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامعه اندوه مپوشان هرگز
که به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم میگذرد ...
زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم
زندگی نام نکوییست که خارش کردیم
"ماه دهم"
بعضی نامها توی تقویم نیستند...
نه فروردیناند، نه مهر، نه دی...
آنها جایی میانِ خیال و واقعیت متولد میشوند.
در حوالیِ یک شبِ خسته، جایی که سکوتْ صبور است
و دل، بیدلیل تنگ...
«ماه دهم» همینجاست؛
ماهی که تاریخ ندارد اما همیشه حاضر است
نه آغاز دارد، نه...
تو از من جدا نیستی، تو خودِ خودمی ...
مثل نفسی که بیصدا ولی حیاتیست، تویی که تو تمام لحظههام جاریای.
گاهی فکر میکنم اگه تو نباشی، من هم نیستم.
نه چون نمیتونم، چون نمیخوام بدون تو حتی یه لحظهم رو زندگی کنم. تو تنها باقی مونده از منی، تو...