بیو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو
در چشمان درشت، تو تبدیل به اثر هنری خواهی شد.❤️
فریب عشق خامت خورده بودم
و رنج بیشماری برده بودم
مرگ
دیر نکرد
ما
زود زندگی کردیم.
دستم را ول کن
یعنی
گم شدهام.
از خاکستری برخواستم
که ققنوس را توانش نبود.
نبینم اشک نشسته
روی صورت نازت
عزیزم من بمیرم
نبینم بده حالت 💝💝💝
ای عشق دلپذیر
از رنج رفتنت
کردی مرا تو پیر
و سکوت با تو. فریادی است گوشخراش به بلندای زمان.
ای ڪاش تموم قصه هامون با غصه تموم نمیشـב.
غروب جمعه منم بی تو...
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
بوسه
مرزیست
که در آن
دو تن
بیمرز میشوند.
پیری
باز شدنِ آرامِ دکمههاست
از لباسِ بودن.
پاتوق قلبم جای پای تو
سرمه ی چشمم ردّ پای تو
تنهایی هنوز رفیق شب های من است
ای دل نفرین نکن حتی زخمش را هم دوست دارم
حال مرا کسی داند که از خانه خویش دور است
اشنای امروز شما خاطرات دیروز من است
امان از اشکی که حرف ها دارد
ترسم تا زمان آمدنت در اغوش خاک ارام گیرم
سوختن مرا دیدی سوزان تر شدی
من تشنه ی شعرم با غزلی مرا سیراب کن
گلوله خورد
به تنم؟
نه...
به هم وَتَنم!