متن تنهایی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تنهایی
زبان من چه خاموش و دلم سرشار از حرف است
وجود سرد من بی تو ، بیا پوشیده از برف است
تو رفتی و زمستان را به قلبم ارمغان دادی
تو ای نامهربان غم را ، چرا بر من نشان دادی ؟
همیشه عاشقت بودم میان بی وفایی ها
همیشه...
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر
وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام …
جهت خواندن به مشاهده ادامه مطلب مراجعه کنید …
…
در...
چشمانت را بستی و رفتی
اما نمی دانستی در پس این رفتن
تو چه غم ها و غصه هایی که بر سر ما خراب نشد
نمی دانستی با رفتنت سیاه شد
تمام نقطه های رنگی درون دنیایمان.
نمی دانستی همان هنگام که چشمانت را بستی
و فروغ نگاهت را از...
کاش،،،
کسی بپرسد:
چرا لبخندهاے تو؛
اینقدر بی رنگ است؟!
و من،،،
همہ چیز را
بیاندازم گردن تنهایی!
◇ [برگردان]
کاش،،،
کسی اَزِم بَپُرسَ:
چونه خَنِ تو؛
اِنقَ بی رَنگِ روَ؟!
مِنَم،،،
هَمَ چینَ
بِنازِم شُنِ مِل تنایی!
لیلا طیبی(رها)
زخمی عمیق دارد،
درخت عمر من از
تبر تنهایی!
◇ [برگردان]
سِنُ قیل داره،
دارِ عمرِ مَ
اَ تَوَرِ تَنایی!
لیلا طیبی
خسته ام مثل درخت پیری که از تنهایی میمیرد اما از شدت فرسودگی توان هم کلام شدن ندارد تا تنها نباشد..
می دانی؟
بعد از رفتنت، قاتل شدم
و تو را در زوایای ذهن خسته ام با قساوت قلب تکیده ام کشتم!
می دانم نهایت بی رحمی بود!
آخر من، پیله های عشق را سنجاق کرده بودم به پروانه گی لحظه های با تو بودن...
در سرم بود حوالی دشت های...
مزرعه زیر هجوم
و
مترسک، شب و روز
مترسک، جیغ و باد
مترسک، ترس و لرز
قارقار ... مترسک تنها
چه کسی جیغ مترسک را شنید؟
:لحظه لحظه هایم پر است از تنهایی ............
خیلی درد دارد افرادی که روزی کنارت بودند............
حالا یا مقابلت هستند..............
یا اصلا نیستند..........هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن …
به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را ….
یادِ تو،،،
دردی ست مچاله!
در قفسه ی سینه ام-
آغشته ی یک تنهایی ی
--بی
پایان!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
باور دارم اندوه های شبانه ام را که با تاریکی شب من را در اغوش گرفته.
و چه زیباست خفتن در آسمان بی ستاره وقتی که دست شب چشمانم را نوازش میکند از غربت و تنهایی خاطراتم در ذهنم مرور می شود .....
قدم میزنم از تنهایی در کوچه های...
شاعری یک لاقبایم وُ،
شعرهایم،
کفاف دوست داشتنت را،
نمی دهد!
سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
دلتنگی هایم،
--قد کشیده اند!
پا گرفته اند وُ،
راه می روند.
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
گاهی وقت ها...
همه ی دنیا را هم که به هم بزنی...
باز هم همان آش و همان کاسه ی همیشگی نصیبت می شود...!
گاهی وقت ها...
هر چقدر هم که دوست داشته باشی ،
باز هم کلمه ای به نام دل گرفتگی بیشتر از حس علاقه ات خودنمایی میکند......
معتادِ تنهایی را
میان مردم می برند
و در کمپِ ترکِ خویشتن، به کشتن می دهند..!
- کتایون آتاکیشی زاده
از من چه مانده ؟
توده ای در انزوایِ بی کسی
در نهایتی بر فرجام از نرسیدن ها
شکسته پلی
که از وجود من گذر می کنند و امّا...
کسی برای ترمیمِ من نمی کوشد
✍ سردار
پسران جوانی بودند
که بخاطر رسیدن به عشق اشان
در همهمه جنگ ایران و عراق
سربازی رفتند
و در باتلاقی مردند
سربازانی که بعد از بازگشت به خانه
دست عشق اشان را در دست دیگری دیدند
پسرهایی که در کشیک شبانه پادگان
از سوز تنهایی خودکشی کردند
پسرهایی که از...