متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
پاییز
آرزوهای بهار را
به باد داد
و رهگذران می کوبندش
با فریاد.
دلت که گرفت،
برگرد،
جاده ی دلم
«دو طرفه »است.
اگر بدانی نبودنت با دل چه ها کرد،
خودت شرمنده ی نبودنت میشوی...
در فلسفهٔ نگاهت
فهمیدم
آدمی گاهی
برای گمشدن
به هیچ راهی نیاز ندارد؛
من به گنجاندن اجباری خود در قلب کسی که،
حتی لحظه ای سهم من نیست اعتقاد ندارم...
افسوس
چه بد گرفتاریم
به فهمیدن
درد های روزگار...
آنقدر که با غم تو درگیر شدم
در اوج جوانی ام ببین پیر شدم
به اندازه ی آغوشتـــ
خیال هر شبم باز استـــ ،
و منتظر آمدن تـــو...
بی هوایت حتی نفس هم سراغم را نمیگیرد.
آری نباشی نفس کشیدن عذابیست عظیم...
در فرافت موهایم که نه،
حتی سوی چشمانم رفت و سفید شدن...
صدیقه جُر
گم شده بود
صدای هـق هـق شبانه
زنی در شـر شـر باران
به انتظار سحر
یک جهان
حرف دارم
به
تو
که
می رسم
لال می شوم.
هستم من به یادت***ولی نه چشم به راهت
نشد بیابی آن کس***که مثل من بخوادت؟
من به لجبازیِ این ثانیهها مشکوکم
که خلافِ جهتِ آمدنت میچرخند
نمیدانم چرا دلخوش به وصل توست،
این ویرانه قلبم...
سلام بر ناز آن چشمی.
که تا دیدش گرفتارم،
دو چندان کرد نازش را...
چشــم تــو خاص ترین مخاطب،
شبــ شعـــر های مــن استـــ...
قسم به چشم مست تـــو
که هجــر تــو،
گرفته خواب شب ز سر...
امیر عباس حیدری 15ساله
عاشق رود چشمانتم
مرا در آنها غرق کن
به پایان آمد این مرداد،
ولی عشق تو در دل همچنان باقیست...
روزگار
قامتش را کج کرده بود،
با این حال
همیشه
راست راه می رفت
صدیقه جُر
تلاقی چشمانم با نگاهت
یک دنیا حسرت داشت
و من سالهاست
درگیر آن نگاه هستم
یکـــ تـــو برای این همه تنهایی و دلتنگی دل کافیستــ ...