شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
تو دوست پروانههایی
و من نیز در رویای گلها باقی ماندهام!
تو در پی یافتن عطر گل سرخی و
من نیز گرسنهی عطر نانم...
هرجوری که تکان بخوریم،
زخمی را تازه میکنیم!
به هرکجا که پا بگذاریم،
دردی را بیدار میکنیم...!
اگر تقویم
جمعه نداشت،
بوی نان تازه
بر کدام سفره مینشست؟
و چه کسی
به شمعدانیها سلام میکرد؟
به شهر نمیرسند،
یک به یک میریزند ـ
خوابهایم!
عمرم را بخیه میزند،
روز به روز ـ
تارهای سپید ریشم!
به میانهی آب و رنگِ زنی،
خویش را یافتم ـ
نقاش شدم!
تا که تو نیامدی،
او هم دیگر نیامد ـ
نسیم شعر!
پرچینش، جهنم،
باغبانش، پیر ـ
ریزش گل!
هیچکس صدایش را دوست ندارد،
خوانندهای بد صداست ـ
خرمگس!
دو رودخانهی شرابست!
با خوشترین طعم ـ
پستانهای زن!
شمشال مینوازند انگشتانم،
تار تار موی زنی ـ
رقص میکند!
عروسی خجالتیست،
به انگشت آفتاب آب میشود ـ
برف!
در گوشهی لب دختری،
جای پای بوسهای است ـ
تابلویی رمانتیک!
شبهای بهاری،
کوتاه کوتاه شدهاند ـ
ماه عریان ظاهر شده است!
روزگاری دلگیر میشد،
به سفیدی موی سرم
جگرگوشهام!
سی سال پیاپی،
دشت دلم را آبپاشی میکند ـ
زنی مهربان!
پرندهای تکبالم،
یک بالم زخمی است ـ
معلولیت برادرم!
نسیم شبانه میآورد،
زنی مو شانه میکند ـ
بوی باغ گل!