متن دلتنگی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلتنگی
خدا حافظ
ای غریبه ی
زود آشنا.
وقتی
به غروب چشمانت می نگرم
می گریم
غافل از اینکه
تو از شرق برایم چشمک می زنی.
بین
رفتن و ماندن
مانده ام
چون اسیری که برای ملاقات
کسی را ندارد.
تمام ستاره ها
بامن غریبه اند
جز تو
که هر شب
خوابم را
به هم می ریزی.
هرچه
آه
کشیدم
جمع شد
بیرون نیامد.
دل خوشم
به
عکس
سه در چهار
اتاقم.
زیر
عکست
نوشته بودی :
«عشق را
بی حصار می خواهم»
و من
در گشودم
و
رفتم
نه از قلبت.
به دریا
نرو،
می ترسم
ماهی ها ،
صیدت کنند.
از نگاه پنجره
شعر می ریزد
تا امتداد کوچه ،
آنجا
که مرز ماندن و رفتن تو بود .
کاش
نسیمی
بوزد،
و
غم های تقویم را
با خود ببرد.
چه می شد
اگر
آرزویت
آرزویم بود!؟
بر می گردی
یا
می گردی
در خاطرات شهر شلوغ ذهنم
تا مُردن.
با رفتن تو
شکست
قلب من و
عکس تو و
شیشه ی خاطرات .
تکّه تکّه های ابر را
بند می زنم
تا
دم بکشد
باران.
تکه ای ابر
گلویم را
گرفته
نفس نمی کشد.
برایت
نمی نویسم
می ترسم
به دست غیر بیفتد
و
بفهمد
مرز دوست داشتنم را ....
فردا
دیر
است
امروز
سراغم را بگیر
چون ماهی
بی آب میمیرد
و
من بی تو...
عروس رفته......
دیگر
گلی
نمانده است
تمام
گل های
سرزمینم
پرپر شده اند.
سلام بر آنانی که دلتنگی شده جزئی جدا ناپذیر از وجودشون.
سلام خسته نشدی از به آغوش کشیدن این همه دلتنگی..؟
نمی دانم
کِه ام
چونم
چرایم
تنی مرده
میان
زنده هایم !؟
عمریست
که
دل
گیر تو باشد
می ترسم
از آن لحظه
که
دلگیر تو باشد.
آنان که رفتند
بُردند
و
آنان که ماندند
روزی هزار مرتبه مُردند.
چون من....
هیچ چیز
ارزش
وقت گذاشتن ندارد
جز
تو...
امشبی
را
بهـر
دلتنگی
کنـار
ایــن
دل
ویرانه ام
لطفــا
بمــان...