متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
با تو دل من ز هر زمان نرم تر است
جایت تو دلم ز هر مکان امن تر است
عشق تو گرفت آرام و قرار از دل من
با تو زندگی شکر خدا گرم تر است
مثل رازی
رازی که نیمه شب به یک ستاره دنباله دار میگویند
مثل آرزویی
آرزویی که هنگام فوت کردن شمع تولد آن را میخواهند
مثل خواب بعد از لالایی
یک نوع بیهوشی که فقط بعد از لالایی های عاشقانهی مادران میتوان تجربه کرد
مثل شعری
شعری که با ماه شب...
مرا ببوس
جسورم کن،
در این روزهای طوفانی
غیر از خدا،
هیچ چیزی را نپرستیدهام.
غیر از تو هم
کسی را دوست نداشتهام.
زیرا قلب هر شخصی
تنها جایگاه دو چیز است:
آنجا خدا و اینجا شیرین!
بی تو
اقیانوس
مزارِ موّاج است
برای این نهنگ
و تنها
طوفان
فاتحهخوانِ آن
سکوت
چه گفتمانِ صریحی سکوتمان دارد!
چه بیخبر!
چه بیخبر به سراغِ قوای حس رفتی!
چه ساده!
چه ساده بود نگاهم!
تو با سیاستِ چشمت
دل از دلم بُردی!...
ای جانِ من!
چه در دل باشی، چه در جان،
چه در نزدیکی، چه در دوری،
محبتت همیشه در من جاریست... ✨
بوسه
مفهومی ترین
شعر بلند جهان است
بوسه رادوست دارم نه در هوس
زندگی را دوست دارم نه در قفس
تورا دوست دارم با تمام نفس.
و اگر صبر کردن حاصلش ,,تو,, باشد
من در این دنیا که هیچ
در تمام جهان های پس از اینجا
برای داشتن تو صبر میکنم.
شب به شب
دلتنگتر میشوم
بدون آنکه به یاد بیاورم چرا.
مگر قرار نبود فراموشم شوی
پس چرا هنوز هم هر شب
دلم برای "شب بخیر"هایت تنگ میشود
باور کن، مقصر من نیستم
این تویی که در سرم، بینهایت پُر رنگی
عجب دنیاییه
قلب منه
تو سینه منه
مال منه ولی..
واسه تو میتپه
امیدوارم هیچ کسی در کس دیگه ای گیر نکنه،
اگه وصالی قراره اتفاق نیفته
این ازاون جمله ها بود
که خیلی پلکی زدیم ووقت خدا حافظی رسید
ساعت برای باتو نشستن حسود بود
دنیا نخواست یامن وتو کم گذاشتیم
بامن بگو قرار من این ها نبود!بود؟!
✨آذرماه چه عاشقانه
✨روزهایش را ورق میزند
✨تا برسد به زمستان
✨مجالی نیست
✨باید رنگها را مهمان
✨برفها کرد زمستان می آید
✨و باز پاییز میماند
✨و عاشقانه هایش🍂♥️
✨همه لحظه های پایانی پاییز
✨پر از خش خش آرزوهای قشنگت
خاطرتِت چه طعمِ خوبی داشت
طعمِ چای و نباتِ تو کافه
عطرِ نابِ گلابِ قمصر بود
میکسِ قهوه میونِ نسکافه...!!!
با تو ایمنم
و با تو سرشارم از هرچه زیبایی است
پناهم باش
تا سنگینی غربت از شانههایم فروریزد
و ملال تنهایی از چشمهایم
آغوش تو وطن من است
مرا از آغوشت تبعید نکن...♥️🌱
نه آرامشت را به چشمی وابسته کن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش،
چشم ها بسته می شوند و دست ها مشت می شوند و تو می مانی و یک دنیا تنهایی ... !
غمگین نباش
یک روز صبح از خواب بر میخیزی
ستاره ها را از گیسوانت پایین میریزی
و ماه را درون صندوقچه ی اتاقت میگذاری
از چشمانت رد شب را بیرون کن
که امروز صبح دیگری ست،
مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند تا باز شب بیاید.
🕊کاش صبحم با تو بخیر شود...
نه با طلوعِ خورشید بیرمق شهریور،
که با لبخندی که از میانِ چشمهایت
آغاز میشود ، و تمام سیاهی شب را با خود می برد.
کاش آفتابِ روزگارم،
از همین دریچهیِ کوچک نگاه تو
طلوع کند ،
و تمام خانهی دل را
گرمای حضور...
جُز آن معشوقِ دیرین،که مَرا غال گذاشت
این دِلِ مِحنَت زده،با هیچکس کاری نداشت
هرڪز نفسی
ڪَرم تر از عشق ندیدم
این عشق
همان مرهم درد است ڪہ دیدم ...
صبح پاییز است
با انارِ سرخ و برگهای خیس
و تویی
که در نگاهت، خدا
هر بار دوباره مهر میکارد...