متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
چون شمع که میسوزد در گرد پروانه.
من سوختم از درد فراقت، خبرت نیست.
خاطرات چشم او آخر مرا کشتن دهد.
ای خدا رحمی بکن طاقت ندارم دوریش.
به گمانم که نزدیک شده است مرگ زمین.
فقر، خشک سالی، گرانی و کمی بی پولی.
میکشد آخر مرا،
تاب پریشان زلف او.
دل دیوانه ی ما،
خیال ویران شدن از چشم تو دارد، بدان.
نوازش میکنم هر شب تو را در خواب و رویایم،
اگر بر من دهی بوسه که صد شکرش بجای ارم.
ای که هرگز نروی از یادم،
تو مرا نیز به خاطر داری؟
چه خوش رسید شعرِ تو
به چشمه های جان من
که واژه واژه اش پُر از
نسیم آشنای توست...
در دام نگاه تو گرفتار منم من.
و از عشق تو دیوانه و بیمار منم من.
کاش یارم، از سفر برگردد و،
شورشی دیگر بگیرد باورم!
اری گناه میکنم،
آن دم که در خیال خود.
محکم در آغوش منی.
کو تپشهای دلم؟ کو اشتیاق و التهاب؟
آه... ای شور و شرارِ زندگی! بر دل بتاب!
یخ نمود امواجِ جان، از شور و حالِ زندگی
آه... ای گرمای مِهرِ عاطفه! بر جان، بتاب!
قایقِ احساسِ دل، در گِل نشست از خستگی
موج، موج سینهام، از دستِ غم، گردیده آب
سرزدم، با موجِ قلبم، ساحلِ بحرِ نظر
کو نگاهی، کآورد، دل را به اوجِ التهاب؟
در خوابهای بسترِ آشفتهی شبها
از دست و پایت قطع کن، اعضای بختک را