متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
بهترین شناگر هم که باشی یه روز تو رویای یکی غرق میشی🖤
شاید مرا برده ای تو از یاد
از نسل فرهاد ،من چو شیرین
برگرد از دیدنت شوم شاد
پروردگارا آنگاه که تو را با تمام وجودم دیدم و شناختم نوری در کل هستیم رخنه کرد.
مویت موجی چون خزر دارد
آیا از قلبم خبر دارد ؟
جای
گلولهای
در خیابان درد میکند
که
از بدنِ هیچکس
درنیاوردندش
هیچ زن بابا دلش بر بچه ی شوهر نسوخت،،
خدمت بیگانه، بهرت از وفاداری نیست.
در این جهان فانی گفتم که همدمم کیست،
دیدم میان غم ها از او نشان نباشد
تنها غصه ام زین جهان این ست
نگنجد در جهان آن غصه که دارم
تنها مقصود و مراد، وصل تو بوده
گر میلِ خودت نیست،
به خواهش و اصرار نیارزد..!
من با شبایی طرفم،
که صبحی به دردش نمیرسد؛
من در پَی آنم که،
کسی به گردَش نمیرسد..!
چه میماند پس از دیدار، جز تکرار دلتنگی؟
نقاشِ غزل چیده، قافیه ی قشنگی
از میان این خلق و خلایق
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
عشق در سینه ی من بود نه در آغوش گرم
ذره ای به خود آی و کمی هم تو بفهم
نپرس حالِ مرا
روزگارم یار نیست ...
این ذهن نا آرام من،
دست بردار نیست..!
ای مبتلا به درد و غمِ،ای بی دوا..!
من در پَی خویشم به تو بر میخورد؟
من در بیان وصف عشقت، حیران مانده ام
کز درد ترک خورده و از زخم کبودم
می دانست که منظور من از این همه شعرست
لیکن، نگاهی به من انداخت که منظور؟!
تو را ای چرخ فلک، مخزن غم ها، بسیار آزمودم
تو همانی و همانی و همانی!
کامِ دلم تو بودی هر سو که میدویدم…
از هر باغچه ای من، دسته گلی می چیدم
زیر سنگ آسیابت روزگار،
چه خوشه ها دیدم
که
ارزان
آرد شد..!
من از طرح لبت وقت تبسم
فهمیدم
که این تصویر تَرک خوردن همان باغ انار ست
در نظر داشتم که پنهانت کنم،اما؛
نمیدانمچراازپُشتِهرشعرمنمایانی..!
نفسم بند نفسش بود
گفت:
خوش بخند ای دل، که اینک صبح خندان میدمد..!