متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
رنج و مشقتهای زندگی،
بر لبهی پرتگاه ـ
پایینم کشید!
نه نوشته میشود،
نه زبان دارد که سخن راند ـ
بوسه!
صدیقه جُر
عشق، پرندهای بود
که روی شاخهی حقیقت نشست؛
دروغ آمد و شاخه از ریشه شکست.
صدیقه جُر
ساعتِ عشق ایستاد؛
وقتی عقربههای دروغ
به وقت آمدن رسیدند.
دلم لبریز است،
از عشق تو ـ
گاه به گاه از آن بردار!
زیباترین عیدی تو،
برای من ـ
گز و انگبینِ بوسههایت است!
رازآلود میماند،
در میان بقچهی زندگی ـ
عشق من و تو!
بیا بچینیم شاهتوت،
بتکانیم درختهای توت را ـ
به یاد کودکی!
دخترک بهار است،
که پیراهنی از گل نرگس به تن کرده...
نوروز!
دور و دراز شد،
چون روزگاران خیلی دور...
دیدار تو!
موهای ریختهاش را،
تار تار جمع میکند ـ
آفتاب غروب کرده!
تکه ابرها را میشمارد،
چشمانتظار بارانِ است ـ
مزرعهی تشنه!
واقواق سگها میآید،
دیروقتِ شبان تابستان ـ
رهگذری سرگردان!
گیسو افشان کرده است،
در برابر باد میرقصد ـ
بید مجنون!