متن امید
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات امید
هنر آن است که در عمق نا امیدی،
حیاتی از امید تازه کنیم...
وقتی بی طرفانه نگاه میکنم میبینم هر جا شکست خوردم به امید دیگران ماندم و هر جا موفق بودم به خدا توکل کرده بودم!
خدایا شرمنده ام که رفتم سمت بنده هات و ممنونم که گذاشتی برگردم!
در میان شب برفی، پنجره ای می درخشد،
یک شمع سوسو می زند و سایه ها را کم می کند،
همچون چای گرم دستانم را گرم می کند،
روح کریسمس روشن می شود،
لمس لطیف امید را حس می کنم که شب را در آغوش می کشد.
با هر شعله...
غرق در برف، زمین خوابیده است
سرد و ساکت، اما پر از زیبایی
درختان خاموش از بارش برفی می لرزند
و هوا را با آهنگ زمستانی خود پر می کنند
از پنجره ها نگاهی به دنیای سفید می اندازیم
و در قلب هایمان شعله ای از امید روشن می شود...
در میان شب برفی، پنجره ای می درخشد،
یک شمع سوسو می زند و سایه ها را کم می کند،
همچون چای گرم دستانم را گرم می کند،
روح کریسمس روشن می شود،
لمس لطیف امید را حس می کنم که شب را در آغوش می کشد.
با هر شعله...
گاهی باید:
سوار بر قایقِ شکسته ی آرزوها،
مرزهای بیکرانِ بودن را،
با دستانی شکسته پارو زد؛
و شاپرک زیبای امید را،
از سرای سینه،
پرواز نداد!
زهرا حکیمی بافقی،
کتاب صدای پای احساس،
ص۵۷.
دسته گل رز، عشقی برآمده
از دلِ یار، آرزوی برآمده
رویایی پر از شیرینی و واقعیت
آینده ای روشن و مستدام
زن جوانی در انتظار مردی
دلش پر از امید و انتظارِ زندگی
در برابر آن، در آغوشِ عشق
روحش چون باغی است که گلهای رنگارنگِ عشق در آن شکوفا...
در نسیم خنک پاییز ، شعله عشق زبانه می کشد،
برگ های طلایی ، رقصان ، دست در دست
نسیم پاییزی آواز می خوانند.
غم تارهایش را می بافد ، تاری از اندوه و تنهایی،
با این حال، آواز عشق هنوز در میان درختان طنین انداز است.
رنگ های عشق،...
آنچه امروز فهمیدم…
(۱۲ آبان)
«زن قوی ترین موجودیست که میتوانید پیدا کنید.»
زن ها آنقدر قوی هستند که در اوج درد لبخند میزنند. درست همان لحظه که باورِ حتم دارند به اینکه روحشان دارد بالا می آید میتوانند بلند شوند. درحالی که از شدت فشار سرشان گیج میرود خود...
تن
بیرق آرزوهایِ بر باد ،
من
تابوتِ هزار عقده یِ پنهان،
تنِ من
خنجری است زهرآلود
نشسته
به قلبِ امید .
صبح جمعه است
و حال امروز من خوبست
می دانی چرا؟!
در تنهاییم
یکی دارد با من حرف می زند
صدایش را می شنوی؟!
جیک جیک جیک جیک
پنجره را باز کن
بذر امید را بپاش
امروز روز دیگریست.
نفیسه اسلامی فر
شانه هایم
عطر موهای تو را می دهند
چه خوب است که نبودنت را
می توان استشمام کرد
تا همواره امید آمدنت
در من نفس بکشد
مجید رفیع زاد
و من امیدوارم انتهای این همه سختی ، جاده ی تلاشمان ما را به مقصد آرزوها برساند ، آنجا که دست در دست رویاهایمان ، آنچه که همیشه در خیالمان بود را به واقع زندگی کنیم :)
اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی، لبخند خداست به بنده اش.
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه تمام مشکلاتو حل میکنه...
رضا موسوی
شب است و آغاز دلتنگی
حجم نبودنت
از چشم هایم پیداست
و مژه هایم
سرشار از باران خاطرات توست
اما چه غم شیرینی است
که به امید نفس کشیدنم
کنار چشم هایت
در انتظار مهر نگاه تو باشم
مجید رفیع زاد
برای تو
ای بهار زندگی ،باران محبت...
وقتی لب می گشایی،کبوترنجابت ،بال می گشاید و در آسمان امید می چرخد تا بنشیند بر دوشی که شکوفه ی زندگی را پاسبان و مروارید معرفت را نگاهبان است.
تو آفتابی ،آفتاب تلاش ،که ساحل امید را رنگین کمانِ نگاهش جلا و دریای...
عصر جمعه
یعنی دَم نوشی از دلتنگی
در فنجانی به رنگ امید
امیدی از جنس شروع...
عصرهای جمعه بیا
بیشتر داشته باشیم
هوایت را ، هوایم را
مهرت را با عشقم درآمیز
و مرا مهمان قهوه ای کن
که با عشق دم کشیده است
بخند در چشمانم
فدای ناز نگاهت...