متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
از هرچه غیر نامت، جان را رهیدهام من
چون موجی که جز دریا، مأوا نمیگیرد...
تا شوقِ تو در سینهی من خانهنشین است
هر لحظه مرا بادهی جان، چشمهفشان است
چون برقِ بیامانِ سیمهایِ پُر ولتاژ است
لمسِ نگاهِ تو،
که در جانم جرقه میزند...
بگذار در صدایت آرام بگیرم،
که سکوتِ بیتو،
چون بیابانی بیچشمه است...
بگذار در نگاهت پناهی بجویم،
که جهان بیتو،
چون زندانی بیپنجره است...
چون شکستیم به صد پاره، چه جایی به شکست؟
بادِ غم آمد و دید، از دلِ ما هیچ نماند...
در دل من هیچکسی جز تو نمیمانَد به جا
هرکه دیدم، مثلِ تو در آینه پیدا نشد...
بیا با هم سکوت کنیم
مثل ماه با موجهای آرامِ دریا
تو بدرخشی و من، در تو غرق شوم...
در سرزمینی که نتوان مردانه زیست
مردانه مردن زندگیست
اگر گودی چشمهایت
هندسه ی تحلیلی نیست
پس چرا اشکهایت
تا شانه های شب بالا میآید؟
قلب تو مثل گنجشکی ست
که بوی نان گرم همسایه
حواسش را دزدیده
از روی شاخه...
حتی....
پاییز هم روی دستهایش
حنا گذاشته است
بیین!!!
حالا هوای تو
پر از بوم نقاشی ست
آنها که شبها بیدار ماندند،
تا فردا برای ما بخوابند.
"مادر"
یلدا
بلند است
اما اگر صدایت باشد
شب
زودتر کوتاه میآید. 🍉
«یلدا بهانه است؛
شب فقط طولانیتر میشود
تا آدم جرأت کند
به تاریکیِ آشنایش خیره بماند.»
خوشبختی را
در چیزهای ساده
و ساده بودن جستجو کن
هندونه گرونه ولی شب یلدا تا تهشو نخور
پوستشم بده به من
شبگرد تنها
گر یار به من ننگرد، دل زِ وفا کم نشود
من یارِ توام، هرچه شود، عهدِ من از هم نشود
خندهات کافیست تا دل به اسارت ببرد
چشمِ تو دامِ دگر، جانِم را نیز ببرد
گفتی که خطر دارد، ولی عشق همین است
هر بوسه به جانم، همان دارویِ دین است
آنچه که انجام میدهی بسیار تأثیر گذارتر است از آنچه که میگویی.
گفتم به طبیبِ دل، دوا چیست بگو؟
خندید و نوشت: «علاجِ تو، او...»
یادت کنم و جانِ من آغشته به نور است
بینامِ تو این سینه، سراپا غم و گور است