متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
پلکهایم را روی هم فشار می دهم...
سنگین شدن و درگیری ماهیچه مغزم را، به خوبی حس میکنم.!
موج های منفی و افکار لعنتیِ شب و روز درگیر من،به ذهنم هجمه می آورد...
سعی اش،برای عصبانیتم مرا به نقطه جوشِ خود،می رساند..
دستانم را به حالتی باز،وپرخاشگرانه روی دو نیم...
از دلتنگی هایت
از غزل عشق نافرجامت
و
از ظلمت دنیایت بدون او
مرا باکی نیست
فقط
به وقت دیدنم کمی بخند
که تنها اغوش لبخندت
مرهمیست بر این دل رنجور
میدانم، در مسیر بی انتهای تقدیر روزی می آید که کم روی صندلی چوبی ام در تراس نشسته ام و صدای قطرات باران را زندگی می کنم و تو از پشت پنجره با لیوان چای، لبخندت را به من می بخشی...
می دانم که آن روز می آید...
آدمیزاد یک...
تحمل . . .
سردرگمم
رگهایم
پر از زهر حلاحل می شود
وقتی
تمام لحظه های عمر من
دور تسلسل می شود
آه!
در این دور باطل
چه باید کرد؟
پناه چیست؟
وقتی تمام زندگی
واژه ای از تحمل می شود
مصطفی ملکی ،۲۵خرداد۱۳۹۹