متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
شبنم اشکِ چکیده از
بغضِ باران است بر
گلبرگهایِ خشکیده ی احساس !
به خدا،
باز اگر قصه ای از سیب نبود
من به دنبال تو تا خاک سفر می کردم.
شب برای ماه
ماه برای ماهیان حوض
من برای تو
شعر عاشقانه سِرو می کنم.
دل رفت و تو رفتی و جوانی
ای کاش،
به
هنگام وداع ام تو بیایی.
بی عشق ، جهان تندیس سنگ است
بی عشق ، دنیا ، تماشای درنگ است
گر محیا شود امشب لبت بر لب من.
جان ناقابل فدای لب مست تو کنم...
(( از درد فراقش کم بکن،
بر وصلش افــزا ))
این خواسته ی دل بود از دست خدایش...
که تماشاتر از آن چشم سیاه تو،
مرا نیست به عالم چشمی...
بی تو ((خــــدا)) آن هیچم،
اگر دستم نگیری هیچ تر...
تکیه کردم در کنار خاطراتت،
مانده ام چشم به راهت که بیایی...
بی تو در خلوت شب،
اشک به جای لب مست تو نشست بر گونه...
در گوشه ی تنهایی، دل یاد تو می افتد.
دل یاد تو می افتد، باران به چشمانم...
تا
بهار را
بخش کردیم
قاصدک
سررسید
که
پاییز است.
اگر
با مهر
شروع نکنیم
گرفتار
بی مهری
می شویم.
من
پاییز را
پشت پنجره
نشانده ام
تا هرروز
با
مهر
برایم لبخند بزند
پشت پنجره
نشسته است
پاییز
تا
مدل نقاشی ام شود
دریک
غروب خالی از خاطره.
پاییز
دچار تسلسل شد
رنگ ها را بر هم ریخت
بر
بوم نقاشی.
آغوشتـــ جـــان میدهــد،
برای بافتن یکــ زندگی شاعرانه...
انارِ دل رسید و ترکید ،
اما ،،، عشق آن را نچید !
هر بار که از تو ،،،
نوشتم
شکست قلبِ قلم ،
چکید روی دفترم ،
چِکه چِکه خونِ قلم ...!
و من از سردیِ چشمان مستش خوب فهمیدم.
که عشق از آن دم اول به دل انداخت حسرت ها...
زندگی
کابوسی
بی انتهاست
اگر
تو
نقش اولش نباشی.
زیبا نیست پرواز
وقتی
پرنده ای
در قفس
می زند نفس
به عشق آزادی.
همه شب از غــم و دلتنگی رویش،
به مثال شمــع میسوزد جــان...