متن تک بیت غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تک بیت غمگین
کارِ سن نیستی که اینگونه زمین گیر شدم
من به اندازه ی غم های جهان پیر شدم
سوختی بال و پرم پروانه میخواهی چکار
شمع گشتم در فراقت لاله میخواهی چکار
از زخم های فاصله در این کویر هجر
بر پای غصّه نورد خودم گریه می کنم
مثل آن طفل که بالای سر نعش پدر
به خودش درس شهامت بدهد...«داغانم»
حال من حال اسیریست که هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت.
دل تنگ و دل آشوب و افسرده تنها
افتاده در گوشه ای از این ویرانه دنیا
تو مگر دَربهدَری ؟ خانه نداری ای بغض ؟
همه شب سرزده مهمان ِگلویم هستی ..
کودکی با چشمِ گرسنه، خوابِ فردا را فروخت
در خیابان، سهم خود از کودکیها را فروخت
از جفایت آنچنان دلگیر و پریشان گشته ام
گر تو روزی در بهشت آیی جهنم می روم
گره بخت مرا دست فلک باز نکرد
سرنوشتی به جز غم که آغاز نکرد ....
حجمی از زخم در این سینه تلنبار شده است
دست من نیست که این دل خود آزار شده است ....
جانم از چشمم همیشه جاری است
زنده ام اما نمیدانم چرا؟!
روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت
گرد پیری کی ندانستم به موهایم نشست
...من قامتم شبیه الف بود،کوهِ درد
مانند دال،پشت مرا کرده است خم...
رسد روزی که پایان یابد این دلتنگی من
ولی آن دم که زیر خاک باشد منزل من.
من قامتم شبیه الــــف بود، کوهِ درد
ماننـــد دال، پشتِ مرا کرده است خَم
از بس که آه می کشم از دستِ سرنوشت
آیینه ام شده ست پُر از ردّ پای غـــم
ای رفیق داغترین داغی که داغونم کرد
سردی دست تو در حاشیه ی رفتن بود
بدترین نوع گروگانگیریست
بغض بیرحم به گلوییت زده باشد خنجر
نشود دم بزنی!