متن آتش
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات آتش
ای شهید خفته در آتش
البرز من کو؟ زاگرس کو؟
ای شهید خفته در آتش!
ای که آتش در نگاه تو,می سوزد و می تازد و آغوش می گیرد
آغوش تو آغوش گرما بخش رویاهای بی بال و پریست که سوختند و جوجه هایش در کنجی کز کرده اند
بلوط...
گفتی نمیایی چرا ؟گفتم بیایم من کجا
گفتی میان جان من دوست دارم من تو را
گفتی به آتش میکشی با رفتنت قلب مرا
آتش نزن کاشانه ام بردی دل دیوانه را
گفتم که ترسیده منم بر لجن آغشته منم
خسته منم تشنه منم زخمی هر دشنه منم
گفتی که...
مثل آتش در آه یک خرمن
مثل یک هرم زیر خاکستر
عشق، مثل هزاربارگیِ
شعله ی سینه سوز می لولد...
جلال پراذران
در باورم نیست نبودنت
رفتی و آتش نهادی بر پیکرم
وقتی چشمانمان..
کنج اتاق خلوتی را می گزیند
می دانیم زمستان رسیده است
و عمر ما در رکود باتلاقی مسدود است
وقتی سوار الاکلنگ چوبی می شویم
و باد از سر ما می گذرد
لحظه ای طعم شیرین خوشبختی را می چشیم
احساس دوران کودکی
احساس باهم بودن
و احساس...
در سجده نکردن شیطان استیصال و بیچارگی محض پنهان بود
او می دید که اینبار کسی که خداوند براو عاشق است خلق شده
و خود را از دایره این عشق جدا و رها می دید
در حقیقت خداوند در مجازاتش تنها او را از ذات خداوندی خود جدا کرد و...
سردم مرا آتش بزن آتشفشان من
گرمم؟مرا خاموش کن ، آتش نشان من