متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
از کوچه های خاطره که میگذشتم،
شنیدم کسی صدایم میزند؛
به خودم که آمدم
سرم بر روی شانه های تو بود...
یادمون باشه در املای زندگى
همیشه براى «محبــّت»
تشدید بگذاریم...
تا از دوستیمان حتى
نیم نمره هم ڪم نشود....
✍️ justfor5436
یک آگهی ام
از جنسِ" صاحب این عکس گمشده "
خود را در باد رها کرده ام
تا پیدا نکند کسی، این طومار از قصد گم کرده
باد رسانده ام به دشتی از گلهایِ رنگارنگ
دو دستی چسبیده ام به بوته خاری، بی درنگ
شکوه هایم از خار...
اگر کسی چشم زیبابین نداشته باشه،
خدا هرچقدرم بهش نعمت بده،
بازهم کم و کاستی ها
و نقص ها رو بیشتر می بینه!
آدمی که داشته هاش رو می بینه،
بیشتر
از زندگیش،
لذت می بره...💞
آدم ها همیشه به نصیحت احتیاج ندارند !
گاهی تنها چیزی که واقعا به آن محتاجند
دستی ست که بگیرد
گوشی ا ست که بشنود
و قلبی که آنها را درک کند ...💞
اولین بار که کم میاری گریه میکنی
دومین بار به رفیقت میگی
سومین بار ؛سعی میکنی خودت حل کنی
چهارمین بار؛ سعی میکنی بریزی تو خودت
پنجمین بار؛ خسته میشی
ششمین بار ؛ بی احساس میشی ...
آخرین بار،
دیگه برات مهم نیست
فقط لبخند میزنی...!!🤍
باور کن
دنیا دو روز است
و ما هم رهگذری هستیم
در این طلوع و غروب مهربان باش
و با تمام عشق
زندگی را احساس کن
شاید فردا
دنیا باشد ولی ما نباشیم.
عشـــــــــق اگر عشـــــق باشد!
هم خنـــــــده هایت را دوست دارد،هم گریــــــــه هایت را . . .
هم لحظه هاے شادابے ات را مے پسندد،
هم روزهـــــــــــاے بــــــے حوصلگـــــــے اتـــــــــ را . . .
هم دقایق پر ازدحامت را همراهے مے ڪند، هم دقایق تنهایے اتــــــــ را . . .
عشــــــــق...
شدم همآغوشِ مهری، آن دلآرامی که دیگر نیست
رسید از راه عطرِ او، ولی نامی که دیگر نیست
زدم سنگِ صفا بر سینه، تا شاید نفس گیرد
زمین و آسمانم گشت پیغامی که دیگر نیست
شدم جراحیِ روحی، میانِ زخمِ این احساس
شبیه ریشهی دردی، سرانجامی که دیگر نیست
شبانگاهان...
در گذرگاه زمان
همه تلخی ها و شیرینی ها می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند،
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند،
سعی کنیم ازتمام لحظه ها بهترین استفاده رو ببریم وخاطرات خوبی از خودمون...
خوشبختی همین در کنار هم بودنهاست
همین دوست داشتن هاست
” خوشبختی “
همین لحظه های ماست
همین ثانیه هایی ست
که در شتاب زندگی گمشان کردیم
من یک میزم.
چهل سال است در این اتاقم. چهرهها عوض شد.
کتابها عوض شد. دستهایی که روی من مینوشتند، پیر شدند.
بعضیها نیامدند.
یک پسر بچه بود که مدادش را روی من گم میکرد.
بزرگ شد. رفت. حالا پسرش نشسته پای من.
اما دیگر نمینویسد. به صفحه نگاه میکند....
ولی ما محکوم به زندگی هستیم؛
مهم نیست دیشب چی گذشت،
صبح که بیدار میشی باید چای هلی رو دم بدی، لقمه نون پنیر گردوت رو بپیچی، زرهت رو بپوشی و بری توی روزمرگی هات
راه دیگهای نیست.
مادر که باشی...
مهربانیت دست خودت نیست
خوب میشوی حتی با آنان که
چندان با تو خوب نبودند
دل رحم می شوی
حتی در مقابل آنان که
چندان رحمی به تو نداشتند
مادر که باشی
زود می بخشی
زود می رنجی
زود می گریی
زود می خندی
چون سینه ات...
چه کسی گفته است که تمام زنها
بعد از شکستشان در یک شب عوض میشوند و تب میکنند
و می افتند گوشهء خانه و تا یک ماه از شدت گریه چشم هایشان ورم دارد؟!
و بعدش هم انتقام بی وفایی کس دیگر را ازموهای نازنینشان میگیرند و آنهارا میریزند دور!!!...
خدایا
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت
اما شکایتم را پس میگیرم ...
من نفهمیدم!
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد ..
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست ،
معنایش این...
*زمان چیز عجیبیست ؛ می دود...
جلو میرود...
آدمهای دوست داشتنی زندگیت را
عوض میکند !
بعضی ها یا تغییر می کنند یا حقیقت
درونشان مشخص می شود!
زمان ؛ دیر یا زود به تو ثابت خواهد
کرد که کدامشان ماندنی اند و کدامشان رفتنی!
من دعا می کنم...
زمان...
فدای سرت اگه گاهی اونی که میخواستی نمیشه!
اگه چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخه، تو بسپار به خدا ...
خوب میشه، اگه به زمین و زمان گیر ندیم و سخت نگیریم.
خوب میشه، اگه زندگی کنیم نه فقط نفس بکشیم!
چرخ دنیا به ظاهر به دلمون نیست
اما،
بسپاریم...
ﻫﺮﺯﮔﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ!
ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ ﺷﺪﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ!
ﭼﮕﻮﻧﻪ می توﺍﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ
ﻭ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﻧﮑﺸﯿﺪ؟
ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻥِ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ حلال ﻭ ﺣﺮﺍﻡ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ یِ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮﺯﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺎییست ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺪ
ﻫﺮﺯﮔﯽ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯿﺴﺖ ﮐﻪ می چرﺧﺪ...
✍️هدی احمدی
#هدی_احمدی
نشر با ذکر نام
کسی را بسیار دوست داشتن ، یعنی بلد باشی کِی باید سکوت کنی و کِی با تمامِ وجودت آغوش شوی. یعنی حواست باشد که چینیِ نازکِ ذوقش ، لایِ چرخ دنده های بی رحم روزگار ترک نخورد.
مراقبت کردن فقط این نیست که...
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
حال همهی ما خوب...
و قلبم امشب چه غمگینانه
خود را به در و دیوار اتاق میکوبد
درهای بسته ی قلبم
دیوارهای نم گرفته
و چه ناامیدانه مینشینم
و خود ،خود را به آغوش میکشم
افکار مجال آرامش نمیدهند
می رود به سوی تاریکی
در قبرستانی سیاه و تاریک
خود را به بالای سنگ...