شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را
به دل هرگز نمیکردم خیال آشنایی را
جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند
شکسته استخوان داند
بهای مومیایی را...
هر کسی پشتش یک بال دارد
هم مشتش شعلهای از امید
میرود جلو، با قلبی پر از عشق
و تلاش بیشتری میطلبد، تا برنده شود
رویش پُر آزمونیم
سعی نکنید کسی رو تغییر بدین
اگر نخواد تغییر کنه، فقط پنهان میکنه تا
در دید تو قرار نگیره...!
نگاه تو
سیمای زیبایت مرا از شهر بیرون می کند
تا مـرزِ بیتابی دل از عشق تو افســون میکند
تصویر تو افتاد بر شیشه ی خاموشِ دل
این کلبه ی ویران را چون هامون می کند
در وسعت چشمان تـو، گُم می شود دنیای من
وقتی سکوت ازحنجرم، فریادِ محزون...
باغ احساس
بیادربـاغِ شعرمن همین امشب به مهمانی
کنـارِ ساقی و مطرب دَمی بنشین به پنـهانی
شبیهِ ابـرِ پاییزی، چه زیبا و دل انگیزی
بیا از آسمان امشب با چشمِ بـارانی
بخوان شعر مرا با شور، به نای و نغمه ی ماهور
غروبِ آسمان را ببین، ای مـاهِ کنعانی
سراغِ...
.
تنت ای کاش چُنان شرجی اهواز نبود
یا دلت اینهمه با این دل من ساز نبود
می پریدَ از لب بام تو شبی مرغ دلم
اگر ایوان دلت اینهمه دلباز نبود
قصدم این بود هواخواه تو باشم علنن
پیش مردم اگر عشقم غلط انداز نبود
دوست دارم همه جا...
فریاد میکشید
پاییز
درسکوتی خیره
به سایهای
که خودشرا
تنها ابر سرگردان میخواند
تا میان شادی و اندوه
خیال روشن ماه را
در سپیده دم بارانی
آسمان را
آبی سرشار
از پر پرواز بخواند
خسته اند
کفش هایی
که از این پیمودن،
در کنار ثانیه هایی که
هنوز هم بوی رفتن می دهند
ولی افسوس نه سوت قطاری و
نه بلیطی مُهر می خورد
چگونه از مسیر طولانی و
دشوارش بگویند
کاش وقتی کسی رو واگذار میکردیم به خدا،
یه کد رهگیری هم بهمون میداد،
تا ببینیم به کدوم مرحله رسیده ...
دل در گروِ راه بنه ، بیدل و سر باش
آمادهی طوفانِ شب و موجِ سحر باش
هر چند که دشوار شود راهِ رهایی
همراهِ امیدی و چراغی به ظفر باش
خواستم عکس جدیدم را برایت... بیخیال!
خواستم امشب کمی با شعرهایت... بیخیال!
خواستم از تـو چه پنهان...نه! بماند... بگذریم!
بگذریم اصلا... خداحافظ ؛ فدایت... بیخیال!
اَهلِ نَماز میشَوَم، جُمله نیاز میشَوَم
سوی حِجاز میشَوَم باز مُقابِلَم تویی
باده ی ناب میشَوَم، شِعر و کِتاب میشَوَم
یِکسَره خواب میشَوَم، باز مُقابِلَم تویی
هَمرَهِ موج میشَوَم، راهیِ اوج میشَوَم
فوج به فوج میشَوَم، باز مُقابِلَم تویی
سایه ی ماه میشَوَم، دَر تَهِ چاه میشَوَم
راهیِ راه میشَوَم،...
گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن!
گاه میلغزد زبانم، بشنو و باور مکن!
گفتی آیا در توانت هست از من بگذری؟
گفتم آری می توانم... بشنو و باور مکن!
بگو ای عشق چرا خانه خرابم کردی؟
جای چشمه، تو چرا غرق سرابم کردی؟
دلخوشت بودم و افسوس شکستی من را
هرچه رویا همه را نقش بر آبم کردی
سوخت جان و دلم از دست تو ای زیبا رو
آه در شعله ی غمها تو کبابم کردی
کودکی شد دل...
یک نفر هست که آرام کند جانم را
او طبیبی ست که ماهر شده درمانم را
اوست انگیزه ی این زندگی و هستیِ من
دل به دریا زدم و اوست همان کشتیِ من
با نگاهش به من امید به ماندن داده
شعرهایش به من این قدرتِ خواندن داده
شده چون...
شاعر چه حرف خوبی میزنه ؛
میگه که :
آنکه یکبار از مَرامش نیش خوردی را نبخش
پوست اندازی چه تغییری دهد در ذاتِ مار؟
زن جوان غزلی با ردیف «آمد» بود
که بر صحیفهی تقدیر من مسّود بود
زنی که مثل غزلهای عاشقانهی من
به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود
مرا ز قید زمان و مکان رها میکرد
اگرچه خود به زمان و مکان مقیّد بود
به جلوه و جذبه در ضیافت...
دل به هرکس میسپاری، پای احساست بمان
من که رفتـم، پای قلب قـدر نشنـاست بمـان
من به گلهایی که میخشکند عادت کردهام
تو همیشه عاشـق ارکیـده و یاست بمـان!
زود دستم را زمین انداختـم در این قمـار
با همان سرباز و شاه و بیبی و آست بمان
ظاهراً معیار...
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساطِ عیش خودش جور می شود
گاهی دگر ، تهیه بِدستور می شود
گه جور می شود خودِ آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره...
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم ...
────➤🩷
@delneveshteh_M1400
─┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈➤🩷
ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ
ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ ....
ﯾﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﻓﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿـــــﺖ
ﯾﺎ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺭﺱ ﺯﻧﺪﮔﯿـــــﺖ
عشق ، انسان را داغ میکند !
و دوست داشتن ،
انسان را پخته میکند !
هر داغی روزی سرد میشود
ولی هیچ پخته ای،
دیگر خام نمیشود ....!