متن غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین
ز هر ڪـس میتوان آسوבہ בل ڪنـב.
بغیر از آنـڪـہ با چشمان مستش برבہ בل را.
گر ڪـہ بیرون بروב جان ز تنم از غم בورے تو،
بایـב چـہ ڪنܩـ...؟
چه قانون بدی، دنیای بیاحساس دارد
دمادم، در سکوتِ لحظههایت، بغض بارد
اگر روزی شکستی، شیشهی همسایهای را
به تاوانش، دمار از روزگارِ «تو»، برآرد
ولی روزی، اگر قلبت شکست از دستِ دنیا،
نمیآید کسی، بر زخمِ دل، مرهم گذارد
فقط، با نشترِ زخمِ زبانهای پُر از خار
درونِ گلشنو،...
درد وجود دارد
بیماری وجود دارد
و مرگ نیز...
گرچه آدمی خودخواهانه،
همه چیز برای خود خواهان است...
و چه غریب و غمناک است
وقتی میفهمی،
آدم به دنیا میآید برای مردن...
دلتنگتم، چنانکه
فقط این غروب از عمرم باقی مانده باشد و
من نتوانم ببینمت.
دوستت دارم، چنانکه
آن اندازه از جانم مانده باشد،
که فقط عشق تو را دریابد.
من بـہ شوق בیـבنش گریان شـבم،
او بـہ اشک شوق من خنـבیـב و رفـت.
هر صبح بارانیِ من،
هر روزِ باران خورده یِ
چشمانِ تو...
یک شعر ِپایــیزی
خواهد فقط ..!
کاش میآمدی
زودتر از دیروز،
آهستهتر از فردا...
باران به شیشه تکیه داده بود،
و رؤیا،
در گوشِ بیداری
از تو میگفت.
کاش میآمدی،
تا نفسی
با تو میماند.
همه عمر من تباه شـב،
בر پس خیال با او بوבن.
دیوار،
تیرهای چراغ برق
سیم خاردار....
پشت دیوار
دیده بر آجرهای سالهای ماندگار،
میروم را
می نشینم گاه
می پرم با ابر
می دوم با باد...
زیر بارانی از خاطره از یاد،
تا باز شود آهنین درب
تو در آیی از گنه کرده و ناکرده زندان...
پشت دیوار هستم
بنویس...
خاطرات توست...
تنها مونس تنهاییِ شبهاے من.
فکرِ تو اَم
تو،
فکرِ همه؛
همهمه
فاصله انداخت
بینِ من و تو.
#آگرین_یوسفی
و کاش
جنازه تمام آرزوهایی است
که در درون من مردند
بے تو هر شب، בلم از غصـہ בنیا پر است.
ز تو از هرکسی پرسیدم جوابم کرد
من این بیگانگی را پاس میدارم
شبهای تار، مثل سه تار شکسته ای
در های و هوی دنیا، بی های و هو شدن
از چشمِ آسمان شده جاری شرابِ آه
فرصت فراهم است برای سبو شدن
ریختی ای دل به پای این وآن اشک ،ای دریغ!
دور تا دورِ تو جز مُشتی نمک نشناس نیست.
بَذر باش و تا ابد پنهان بمان در ذهنِ خاک!
سرنوشتِ ساقه آخر سَر به غیراز داس نیست
برق چَشمِ تنگ چِشمان پشتِ پلکِ پنجره ست
آنچه چشمک می زند از دور دست، الماس نیست
عاشق را برعکس کنی میشود قشاع.
قشاع : دردی که درمان ندارد:)