متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
نمیگردد دلِ آگاه، شاد از عشرتِ دنیا
در این ماتمسرا یا طفل یا دیوانه میخندد
نبودنت جور دیگریست؛
مثل فکر کردنِ من به تو
در کوچ تنهایی...
کسی که شاد و خندان است همیشه چیزی برای شادمانی پیدا میکند.
قانون انتظار می گوید منتظر
هرچی باشی همان وارد زندگیت میشود......
نان اگر نان است، جان را نانِ جان باید به کار
نانِ جان از عشق خیزد، عشق را جانافزای یار
چه فخری میکند دنیا که ماهی چون تو را روی زمین دارد
شب میآید
بیصدا
از لبهی پنجره
و دلتنگیاش را
روی میز سکوت
پهن میکند
او را
«امابیها»صدا میزدند.
امروز
همهی تاریخ
یتیم اوست.
ماه،
پس از تو تنها یک شکایت داشت.
ای پنجرهی گشوده به معراج !
چه زود بسته شدی…
عشق واقعی به سوی تو نمی آید
بلکه باید در درونت باشد.
صدای سکوت
در گوشم زمزمه میکند،
که هر نفس من،
پر از نام توست.
با همدلی شود آری به زیرِ رنج،
فردا شکوفه خواهد داد از دلِ این سنگ
هوایت می زند بر سر
دلم دیوانه میگردد!
چه عطری در هوایت هست؟
نمیدانم ..
نمیدانم ..
چهل سالگی،
پیریِ دوران جوانی است.
و پنجاه سالگی،
جوانیِ دوران پیری...
زندگی جیرهی مختصریست مثل یک فنجان چای س
و کنارش عشق است
مثل یه حبهی قند
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد...
من اسفندی ام
با من از شک نگو
گهی صفرم و گاه یک
روبه رو .
کس به ثروت نرسد تا نشود اهل فساد
تاج دندان نخورد کرم طلایی نشود
توبه کردم که دگر غم نخورم ،
بجز از امشب و شبهای دگر
اول،
ارزش خودت را بدان
دوم،
احساساتت را کنترل کن
سوم،
هیچ وقت از تلاش دست برندار
آرزوی یک خوشیختی بزرگتر
پیوسته مار از لذت خوشبختی ای که از آن بهره مندیم
باز می دارد
مهم ترین چیز این است که از زندگی خود لذت ببری، شاد باشی و این همه چیزی است که اهمیت دارد
من و تو مثل الفبای ساز میمانیم
منم شبیه نت و تو،خطوط حامل من
روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت
گرد پیری کی ندانستم به موهایم نشست